30. مرداد 1393 - 18:15   |   کد مطلب: 7453
امام صادق(علیه السلام) شيعيان را به همزيستى با اهل سنت دعوت مى‏كرد تابه اين طريق هم شيعيان از جامعه اكثريت منزوى نشوند و هم بتوان‏احكام و اصول شيعى را با ملاطفت‏به آنان منتقل كرد. از اين روى‏در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار مى‏شد، اما اين سهل گرفتن‏هرگز به معناى زيرپاى گذاشتن اصول نبود و آن جا كه مسئله اصولى‏در ميان بود، حضرت هرگز تسليم نمى‏شد. از جمله در يكى از سفرها،امام صادق(علیه السلام) به حيره (ميان كوفه و بصره) آمد. در آن‏جا منصوردوانيقى به خاطر ختنه فرزندش جمعى را به مهمانى دعوت كرده بود.

1- كار و تلاش و دستگيرى از مستمندان

امام صادق(علیه السلام) نه تنها ديگران را دعوت به كار و تلاش مى‏كرد، بلكه‏خود نيز با وجود مجالس درس و مناظرات و... در روزهاى داغ‏تابستان ، در مزرعه‏اش كار مى‏كرد. يكى از ياران حضرت مى‏گويد: آن‏حضرت را در باغش ديدم، پيراهن زبر و خشن برتن و بيل در دست ، باغ را آبيارى مى‏كرد و عرق از سر و صورتش مى‏ريخت، گفتم: اجازه‏دهيد من كار كنم. فرمود: من كسى را دارم كه اين كارها رابكندولى دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزى حلال از گرمى آفتاب‏آزار ببيند و خداوند ببيند كه من در پى روزى حلال هستم. (1)
حضرت در تجارت نيز چنين بود و بر رضايت‏خداوند تاكيد داشت.لذا وقتى كار پرداز او كه با سرمايه امام براى تجارت به مصررفت و با سودى كلان برگشت، امام از او پرسيد: اين همه سود راچگونه به دست آورده‏اى؟ او گفت: چون مردم نيازمند كالاى مابودند، ماهم به قيمت گزاف فروختيم. امام فرمود: سبحان الله!
عليه مسلمانان هم‏پيمان شديد كه كالايتان را جز در برابر هردينار سرمايه يك دينار سود نفروشيد! امام اصل سرمايه را برداشت و سودش را نپذيرفت و فرمود: اى مصادف! چكاچك شمشيرها ازكسب روزى حلال آسانتر است. (2)
حقيقت اين است كه امام(علیه السلام) درنهايت علاقه به كار و تلاش، هرگزفريفته درخشش درهم و دينار نمى‏شد و مى‏دانست كه بهترين كار ازنظر خداوند تقسيم دارايى خود با نيازمندان است، حقيقتى كه ماهرگز از عمق جان بدان ايمان عملى نداشته و نداريم. امام خوددرباره باغش مى‏فرمود: وقتى خرماها مى‏رسد، مى‏گويم ديوارها رابشكافند تا مردم وارد شوند و بخورند. همچنين مى‏گويم ده ظرف‏خرما كه بر سرهريك ده نفر بتوانند بنشينند، آماده سازند تاوقتى ده نفر خوردند، ده نفر ديگر بيايند و هريك، يك مد خرمابخورند. آن‏گاه مى‏خواهم براى تمام همسايگان باغ (پيرمرد، پيرزن،مريض، كودك و هركس ديگر كه توان آمدن به باغ را نداشته،) يك مدخرما ببرند. پس مزد باغبان و كارگران و... را مى‏دهم و باقى‏مانده محصول را به مدينه آورده بين نيازمندان تقسيم مى‏كنم ودست آخر از محصول چهار هزار دينارى، چهارصد درهم برايم‏مى‏ماند. (3)
2- ساده زيستى و همرنگى با مردم

امام همانند مردم معمولى لباس مى‏پوشيد و در زندگى رعايت اقتصادرا مى‏كرد. مى‏فرمود: بهترين لباس در هرزمان، لباس معمول همان‏زمان است. لذا (4) گاه لباس نو و گاه لباس وصله دار برتن‏مى‏كرد. لذا وقتى سفيان ثورى به وى اعتراض مى‏كرد كه: پدرت على‏لباسى چنين گرانبهاى نمى‏پوشيد، فرمود: زمان على(علیه السلام) زمان فقر واكنون زمان غنا و فراوانى است و پوشيدن آن لباس در اين زمان،لباس شهرت است و حرام... پس آستين خود را بالا زد و لباس زير راكه خشن بود، نشان داد و فرمود: لباس زير را براى خدا و لباس نورا براى شما پوشيده‏ام. (5)
با اين همه حضرت همگام و همسان با مردم بود و اجازه نمى‏داد،امتيازى براى وى و خانواده‏اش در نظر گرفته شود. و اين ويژگى‏هنگام بروز بحران‏هاى اقتصادى و اجتماعى بيشتر بروز مى‏يافت. ازجمله در سالى كه گندم در مدينه ناياب شد، دستور داد گندم‏هاى‏موجود در خانه را بفروشند و از همان، نان مخلوط از آرد جو وگندم كه خوراك بقيه مردم بود، تهيه كنند و فرمود: «فان الله‏يعلم انى واجدان اطعمهم الحنطه على وجهها ولكنى‏احب ان يرانى‏الله قد احسنت تقدير المعيشه. » (6)
خدا مى‏داند كه مى‏توانم به بهترين صورت نان گندم خانواده‏ام راتهيه كنم; اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ريزى صحيح‏زندگى ببيند.
3- شجاعت

امام صادق(علیه السلام) در برابر ستمگران از هر طايفه و رتبه‏اى به سختى‏مى‏ايستاد و اين شهامت را داشت كه سخن حق را به زبان آورد واقدام حق طلبانه را انجام دهد، هرچند با عكس العمل تندى رو به‏رو شود. لذا وقتى منصور از او پرسيد: چرا خداوند مگس را خلق‏كرد؟ فرمود: تا جباران را خوار كند. و به اين ترتيب منصور رامتوجه قدرت الهى كرد. (7) و آن‏گاه كه فرماندار مدينه در حضوربنى هاشم در خطبه‏هاى نماز به على(علیه السلام) دشنام داد، امام چنان‏پاسخى كوبنده داد كه فرماندار خطبه را ناتمام گذاشت و به سوى‏خانه‏اش راهى شد. (8)
4- همزيستى و مدارا با مسلمانان

امام صادق(علیه السلام) شيعيان را به همزيستى با اهل سنت دعوت مى‏كرد تابه اين طريق هم شيعيان از جامعه اكثريت منزوى نشوند و هم بتوان‏احكام و اصول شيعى را با ملاطفت‏به آنان منتقل كرد. از اين روى‏در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار مى‏شد، اما اين سهل گرفتن‏هرگز به معناى زيرپاى گذاشتن اصول نبود و آن جا كه مسئله اصولى‏در ميان بود، حضرت هرگز تسليم نمى‏شد. از جمله در يكى از سفرها،امام صادق(علیه السلام) به حيره (ميان كوفه و بصره) آمد. در آن‏جا منصوردوانيقى به خاطر ختنه فرزندش جمعى را به مهمانى دعوت كرده بود.
امام نيز ناگزير در آن مجلس حاضر شد. وقتى كه سفره غذاانداختند، هنگام صرف غذا، يكى از حاضران آب خواست ولى به جاى‏آن، شراب آوردند، وقتى ظرف شراب را به او دادند، امام بى‏درنگ‏برخاست و مجلس را ترك كرد و فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه واله) فرمود: «ملعون‏من‏جلس على مائده يشرب عليها الخمر.» (9)
ملعون است كسى كه دركنار سفره‏اى بنشيند كه در آن سفره شراب‏نوشيده شود.
امام حتى در مجالس عمومى خليفه نيز حاضر نمى‏شد; زيرا حكومت راغاصب مى‏دانست و حاضر نبود با پاى خود بدان جا برود، زيرا بااين كار از ناحق بودن آنان، چشم پوشى مى‏شد و تنها زمانى كه‏اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آن‏جا مى‏رفت; لذا منصور ضمن‏نامه‏اى به وى نوشت: چرا تو به اطراف ما مانند ساير مردم‏نمى‏آيى؟ امام در پاسخ نوشت: نزد ما چيزى نيست كه به خاطر آن ازتو بترسيم و بياييم، نزد تو در مورد آخرتت چيزى نيست كه به آن‏اميدوار باشيم. تو نعمتى ندارى كه بياييم و به خاطر آن به توتبريك بگوييم و آنچه كه اكنون دارى آن را بلا و عذاب نمى‏دانى تابياييم و تسليت‏بگوييم. منصور نوشت: بيا تا ما را نصيحت كنى.
امام نيز نوشت: كسى كه آخرت را بخواهد، با تو همنشين نمى‏شود وكسى كه دنيا را بخواهد، به خاطر دنياى خود تو را نصيحت‏نمى‏كند. (10)
5- علم امام صادق(علیه السلام) و اقدامات وى

آنچه به دوره امامت‏حضرت امام صادق(علیه السلام) ويژگى خاصى بخشيده،استفاده از علم بى‏كران امامت، تربيت دانش طلبان و بنيان گذارى‏فكرى و علمى مذهب تشيع است. در اين باره چهار موضوع قابل توجه‏است:
الف- دانش امام.
ب- ويژگى‏هاى عصر آن حضرت كه منجر به حركت علمى و پايه ريزى‏نهضت علمى شد.
ج- اولويت‏ها در نهضت علمى.
د- شيوه‏ها و اهداف و نتايج اين نهضت علمى.
الف- دانش امام

شيخ مفيد مى‏نويسد: آن قدر مردم از دانش حضرت نقل كرده‏اند كه به‏تمام شهرها منتشر شده و كران تا كران جهان را فرا گرفته است واز احدى از علماى اهل‏بيت عليهم السلام اين مقدار احاديث نقل‏نشده است‏به اين اندازه كه از آن حضرت نقل شده. اصحاب حديث،راويان آن حضرت را با اختلاف آرا و مذاهبشان گردآورده و عددشان‏به چهار هزارتن رسيده و آن قدر نشانه‏هاى آشكار بر امامت آن‏حضرت ظاهر شده كه دلها را روشن و زبان مخالفان را از ايرادشبهه لال كرده است. (11)
سيد مؤمن شافعى نيز مى‏نويسد: مناقب آن حضرت بسيار است تا آن‏جاكه شمارشگر حساب ناتوان است از آن. (12)
ابوحنيفه مى‏گفت: من هرگز فقيه‏تر از جعفربن محمد نديده‏ام و اوحتما داناترين امت اسلامى است. (13)
حسن بن زياد مى‏گويد: از ابوحنيفه پرسيدم: به نظر تو چه كسى درفقه سرآمد است؟ گفت: جعفربن محمد. روزى منصور دوانيقى به من‏گفت: مردم توجه زيادى به جعفربن محمد پيدا كرده‏اند و سيل جمعيت‏به سوى او سرازير شده است. پرسشهايى دشوار آماده كن و پاسخ‏هايش‏را بخواه تا او از چشم مسلمانان بيفتد. من چهل مسئله دشوارآماده كردم. هنگامى كه وارد مجلس شدم، ديدم امام در سمت راست‏منصور نشسته است. سلام كردم و نشستم. منصور از من خواست‏سوالاتم‏را بپرسم. من يك يك سؤال مى‏كردم و حضرت در جواب مى‏فرمود: درمورد اين مسئله، نظر شما چنين و اهل‏مدينه چنان است و فتواى خودرا نيز مى‏گفتند كه گاه موافق و گاه مخالف ما بود. (14)
ب- ويژگى‏هاى عصر آن حضرت

عصر امام صادق(علیه السلام) همزمان با دو حكومت‏مروانى و عباسى بود كه‏انواع تضييق‏ها و فشارها بر آن حضرت وارد مى‏شد، بارها او رابدون آن كه جرمى مرتكب شود، به تبعيد مى‏بردند. ازجمله يكبار به‏همراه پدرش به شام و بار ديگر در عصر عباسى به عراق رفت. يكباردر زمان سفاح به حيره و چند بار در زمان منصور به حيره، كوفه وبغداد رفت.
با اين بيان، اين تحليل كه حكومت‏گران به دليل نزاع‏هاى خود،فرصت آزار امام را نداشتند و حضرت در يك فضاى آرام به تاسيس‏نهضت علمى پرداخت، به صورت مطلق پذيرفتنى نيست، بلكه امام باوجود آزارهاى موسمى اموى و عباسى از هرنوع فرصتى استفاده مى‏كردتا نهضت علمى خود را به راه اندازد و دليل عمده رويكرد حضرت،بسته بودن راه‏هاى ديگر بود. چنان چه امام از ناچارى عمدا رو به‏تقيه مى‏آورد. زيرا خلفا در صدد بودند با كوچكترين بهانه‏اى حضرت‏را از سر راه خود بردارند. لذا منصور مى‏گفت: «هذا الشجى معترض‏فى الحلق‏»; جعفربن محمد مثل استخوانى در گلو است كه نه مى‏توان‏فرو برد و نه مى‏توان بيرون افكند. برهمين اساس خلفا در صددبودند ولو به صورت توطئه، حضرت را گرفتار و در نهايت‏شهيدكنند. حكايت زير دليل اين مدعى است:
جعفربن محمد بن اشعث از اهل تسنن و دشمنان اهل‏بيت عليهم السلام‏به صفوان بن يحيى گفت: آيا مى‏دانى با اين كه در ميان خاندان ماهيچ نام و اثرى از شيعه نبود من چگونه شيعه شدم؟... منصوردوانيقى روزى به پدرم محمدبن اشعث گفت: اى محمد! يك نفر مرددانشمند و با هوش براى من پيدا كن كه ماموريت‏خطيرى به اوبتوانم واگذار كنم. پدرم ابن مهاجر (دايى مرا) معرفى كرد.
منصور به او گفت: اين پول را بگير و به مدينه نزد عبدالله بن‏حسن وجماعتى ازخاندان او از جمله جعفربن محمد (امام صادق(علیه السلام ) برو و به هريك مقدارى پول بده و بگو: من مردى غريب از اهل‏خراسان هستم كه گروهى از شيعيان شما درخراسان اين پول‏راداده‏اند كه به شما بدهم مشروط بر اين كه چنين و چنان (قيام‏عليه حكومت) كنيد و ما از شما پشتيبانى مى‏كنيم. وقتى پول راگرفتند، بگو: چون من واسطه پول رساندن هستم، با دستخط خود، قبض‏رسيد بنويسيد و به من بدهيد. ابن مهاجر به مدينه آمد و بعد ازمدتى نزد منصور برگشت. آن موقع پدرم هم نزد منصور بود. منصوربه ابن مهاجر گفت: تعريف كن چه خبر؟ ابن مهاجر گفت: پول‏ها رابه مدينه بردم و به هريك از خاندان مبلغى دادم و قبض رسيد ازدستخط خودشان گرفتم غير از جعفربن محمد (امام صادق(علیه السلام )كه من‏سراغش را گرفتم. او در مسجد مشغول نماز بود. پشت‏سرش نشستم اوتند نمازش را به پايان برد و بى‏آن كه من سخنى بگويم به من گفت: اى مرد! از خدا بترس و خاندان رسالت را فريب نده كه آن‏ها سابقه‏نزديكى با دولت‏بنى مروان دارند و همه (براثر ظلم) نيازمندند.
من پرسيدم: منظورتان چيست؟ آن حضرت سرش را نزديك گوشم آورد وآن‏چه بين من و تو بود، بازگفت. مثل اين كه او سومين‏نفر ما بود.
منصور گفت: «يابن مهاجر اعلم انه ليس من اهل‏بيت نبوه‏الا وفيه محدث و ان‏جعفر بن محمد محدثنا»
اى پسر مهاجر، بدان كه هيچ خاندان نبوتى نيست مگر اين كه درميان آنها محدثى (فرشته‏اى از طرف خدا كه با او تماس دارد واخبار را به او خبر مى‏دهد.) هست و محدث خاندان ما جعفربن‏محمد(علیه السلام) است.
فرزند محمدبن اشعث مى‏گويد: پدرم گفت: همين (اقرار دشمن) باعث‏شد كه ما به تشيع روى آوريم. (15)
آرى اين همه نشان از اختناق و فشارى دارد كه مانع از هر نوع‏اقدام عليه حكومت وقت مى‏شد، لذا امام به سوى تنها راه ممكن كه‏همان ادامه مسير پدر بزرگوارش امام باقر(علیه السلام) بود، روى آورد و ازدر دانش و علم وارد شد.
ج- اولويت‏ها در نهضت علمى

حال بايد توضيح داد كه دراين مسير حضرت چه چيزى محتواى اين‏نهضت علمى را تعيين مى‏كرد؟
حقيقت اين است كه جريان نفاق، خطرناك‏ترين انحرافى است كه اززمان پيامبراكرم(صلی الله علیه واله) شروع شده و در آيات مختلفى بدان اشاره شده‏است، مانند آيات‏7 و 8 سوره منافقين. اين حركت هرچند در زمان‏پيامبر نتوانست در صحنه اجتماعى بروز يابد، اما از اولين لحظات‏رحلت، تمام هجمه‏هاى منافقان به يكباره بر سر اهل‏بيت عليهم‏السلام فرو ريخت. لذا مرحوم علامه طباطبايى مى‏نويسد:
هنگامى كه خلافت از اهل‏بيت عليهم السلام گرفته شد، مردم روى اين‏جريان از آن‏ها روى گردان شدند و اهل‏بيت عليهم السلام در رديف‏اشخاص عادى بلكه به خاطر سياست دولت وقت، مطرود از جامعه‏شناخته شدند و در نتيجه مسلمان‏ها از اهل‏بيت عليهم السلام دورافتادند و از تربيت علمى و عملى آنان محروم شدند. البته امويان‏به اين هم بسنده نكردند و با نصب علماى سفارشى خود، كوشيدند ازمطرح شدن ائمه‏اطهار عليهم السلام از اين طريق نيز جلوگيرى كنند.چنانچه معاويه رسما اعلام كرد: كسى كه علم و دانش قرآن نزداوست، عبدالله بن سلام است و در زمان عبدالملك اعلام شد: كسى جزعطا حق فتوا ندارد و اگر او نبود، عبدالله بن نجيع فتوا دهد،از سوى ديگر مردم از تفسير قرآن نيز چون علم اهل‏بيت عليهم‏السلام محروم ماندند با داستانهاى يهود و نصارى آميخته شد ونوعى فرهنگ التقاطى در گذر ايام شكل گرفت. رفته رفته كه‏قيامهاى شيعى اوج گرفت و گاه فضاهاى سياسى به دلايلى باز شد، دونظريه قيام مسلحانه و نهضت فرهنگى در اذهان مطرح شد. چون‏قيام‏هاى مسلحانه به دليل اقتدار حكام اموى و عباسى عموما باشكست رو به رو مى‏شد، نهضت امام صادق(علیه السلام) به سوى حركتى علمى‏مى‏توانست‏سوق پيدا كند تا از اين گذر علاوه بر پايان دادن به‏ركود و سكوت مرگبار فرهنگى، اختلاط و التقاط مذهبى و دينى وفرهنگى نيز زدوده شود. لذا اولويت در نهضت امام بر ترويج وشكوفايى فرهنگ دينى و مذهبى و پاسخگويى به شبهات و رفع التقاطشكل گرفت.
د-شيوه‏ها و اهداف نهضت علمى و فرهنگى

1- تربيت راويان
از گذر ممنوعيت نقل احاديث در مدت زمان طولانى توسط حكام اموى،احساس نياز شديد به نقل روايات و سخن پيامبر(صلی الله علیه واله)،اميرمومنان(علیه السلام)، امام(ع) را وامى‏داشت‏به تربيت راويان در ابعادمختلف آن روى آورد. لذا اينك از آن امام در هر زمينه‏اى روايت‏وجود دارد و اين است راز ناميده شدن مذهب به «جعفرى‏».
آرى، راويان با فراگرفتن هزاران حديث درعلومى چون تفسير، فقه،تاريخ، مواعظ، اخلاق، كلام، طب، شيمى و... سدى در برابر انحرافات‏ايجاد كردند. امام صادق(علیه السلام) مى‏فرمود: ابان بن تغلب سى هزار حديث‏از من روايت كرده است. پس آن ها را از من روايت كنيد. (16)
محمدبن مسلم هم شانزده هزار حديث از حضرت فرا گرفت. (17) و حسن‏بن على‏وشا مى‏گفت: من در مسجد كوفه نه صد شيخ را ديدم كه همه‏مى‏گفتند: جعفربن محمد برايم چنين گفت. (18)
اين حجم گسترده از راويان در واقع، كمبود روايت از منبع‏بى‏پايان امامت را در طى دوره‏هاى مختلف توانست جبران كند و ازاين حيث امام به موفقيت لازم دست‏يافت.
آرى، روايت از اين امام منحصر به شيعه نشد و اهل سنت نيزروايات فراوانى در كتب خود آوردند. ابن عقده و شيخ طوسى دركتاب رجال و محقق حلى در المعتبر و ديگران آمارى داده‏اند كه‏مجموعا راويان از امام به چهار هزار نفر مى‏رسند و اكثر اصول‏اربعماءئه از امام صادق(علیه السلام) است و همچنين اصول چهارصدگانه اساسى‏كتب اربعه شيعه (كافى، من لايحضره الفقيه، التهذيب، الاستبصار)را تشكيل دادند.
2- تربيت مبلغان و مناظره كنندگان
علاوه بر ايجاد خزائن اطلاعات (راويان) كه منابع خبرى موثق تلقى‏مى‏شدند، حضرت به ايجاد شبكه‏اى از شاگردان ويژه همت گمارد تا به‏دومين هدف خود يعنى زدودن اختلاط و التقاط همت گمارند و شبهات‏را از چهره دين بزدايند. هشام بن حكم، هشام بن سالم، قيس، مؤمن‏الطاق، محمدبن نعمان، حمران بن اعين و... از اين دست‏شاگردان‏مبلغ هستند. براى نمونه، مناظره‏اى از صدها مناظره را با هم‏مى‏خوانيم:
هشام بن سالم مى‏گويد: در محضر امام صادق(علیه السلام) بوديم كه مردى ازشاميان وارد شد و به امر امام نشست. امام پرسيد: چه مى‏خواهى؟
گفت: به من گفته‏اند شما داناترين مردم هستيد، مى‏خواهم چند سؤال‏بكنم. امام پرسيد: درباره چه چيز؟
گفت: در قرآن، از حروف مقطعه و از سكون و رفع و نصب و جر آن.
امام فرمود: اى حمران! تو جواب بده. او گفت: من مى‏خواهم باخودتان سخن بگويم. امام فرمود: اگر بر او پيروز شدى، بر من‏غلبه كرده‏اى! مرد شامى آن قدر از حمران سؤال كرد و جواب شنيدكه خود خسته شد و درجواب امام كه: خوب چه شد؟ گفت: مرد توانايى‏است. هرچه پرسيدم، جواب داد. آن‏گاه به توصيه امام حمران سوالى‏پرسيد و مرد شامى در جواب آن درمانده شد. آن‏گاه خطاب به حضرت‏گفت: در نحو و ادبيات مى‏خواهم با شما سخن بگويم. حضرت از ابان‏خواست‏با او بحث كند و باز آن مرد ناتوان شد. تقاضاى مباحثه درفقه كرد كه امام زراره‏بن‏اعين را به وى معرفى كرد. در علم كلام، مؤمن الطاق، در استطاعت، حمزه‏بن محمد، در توحيد، هشام بن سالم‏و در امامت، هشام بن حكم را معرفى كردند و او مغلوب همه شد.
امام چنان خنديد كه دندان هايش معلوم شد. مرد شامى گفت: گوياخواستى به من بفهمانى در ميان شيعيانت چنين مردمى هستند. امام‏پاسخ داد. بلى! و در نهايت او نيز در جرگه شيعيان داخل شد. (19)
3- برخورد با انحرافات ويژه
امام علاوه بر آن دو حركت اصولى، براى رفع انحرافات ويژه نيزمى‏كوشيد، مانند آنچه از مرام ابوحنيفه در عراق گريبان شيعيان‏را گرفته بود، يعنى مذهب قياس.
چون در عراق تعداد زيادى از شيعيان نيز زندگى مى‏كردند و باسنى‏ها از حيث فرهنگى و اجتماعى تا حدودى در آميخته بودند، لذااحتمال تاثير پذيرى از قياس وجود داشت. يعنى يك آفت درونى كه‏مى‏توانست‏شيعيان را تهديدكند، لذا امام در محو مبانى مذهب قياس‏و استحسان تلاش كرد.
مبارزه با برداشت‏هاى جاهلانه و قرائتهاى سليقه‏اى از دين نيز درمكتب امام جايگاه ويژه‏اى داشت و حضرت علاوه بر حركت كلى و مسيراصلى، به صورت موردى با اين انحرافات مبارزه مى‏كرد. از جمله آن‏ها حكايت معروفى است كه باهم مى‏خوانيم:
حضرت مردى را ديد كه قيافه‏اى جذاب داشت و نزد مردم به تقوامشهور بود. او دو عدد نان از دكان نانوايى دزديد و به سرعت زيرجامه‏اش مخفى كرد و بعد هم دو عدد انار از ميوه فروشى سرقت كردو به راه افتاد. وقتى به مريضى مستمند رسيد، آن‏ها را به اوداد. امام صادق(علیه السلام) شگفت زده نزد او رفت و گفت: چه مى‏كنى؟ اوپاسخ داد: دو عدد نان و دو عدد انار برداشتم. پس چهار خطا كردم‏و خدا مى‏فرمايد: (من جاء بالسيئه فلا يجزى الامثلها); هركس كاربدى بكند كيفر نمى‏بيند مگر مثل آن را. پس من چهار گناه دارم.
از طرف ديگر چون خدا مى‏فرمايد: (من جاء بالحسنه فله عشرامثالها); هركس يك كار نيك انجام دهد، برايش ده برابر ثواب‏هست. و من چون آن چهار چيز (دو نان و دو انار) را به فقيردادم، پس چهل حسنه دارم كه اگر چهار گناه از آن كم كنم،36حسنه برايم مى‏ماند!
امام در برابر اين برداشت و قرائت ناصواب كه بر عدم درك واحاطه كامل به مبانى فهم آيات بنا شده بود، پاسخ داد كه (انمايتقبل الله من المتقين); خداوند كار نيك را از متقين قبول‏دارد. يعنى اگر اصل عمل نامشروع شد، ثوابى بر آن نمى‏تواندمترتب باشد.
آرى، دورى از منبع وحى و اخبار اهل‏بيت رسالت، سبب شد مردانى‏پاى به عرصه گذارند و ادعاى فضل كنند كه هرگز مبانى فكرى قرآن‏و دين را به خوبى نفهميده‏اند و از اين روى همواره، خود وپيروانشان را به راه خطا رهنمون مى‏شوند. (20)
پي‌نوشت‌ها:
1- بحارالانوار، ج‏47، ص‏56.
2- همان، ص‏59; «سبحان الله تحلفون على قوم الا تبيعونهم الابربح الدينار دينارا... ثم قال: يا مصادف! مجالده‏السيوف اهون‏من طلب الحلال.»
3- وسايل الشيعه، ج‏16، ص 488.
4- بحارالانوار، ج‏47، ص 54.
5- اعيان الشيعه، ج 1، ص 660.
6- همان، ص‏59.
7- تهذيب الكمال، ج 5، ص 92، (يا ابا عبدالله لم خلق الله‏الذباب، فقال: ليذل به الجبابره) 8- وسايل الشيعه، ج‏16، ص‏423.
9- فروع كافى، ج‏6، ص 268.
10- مستدرك الوسايل، ج 2، ص 438.
11- ارشاد مفيد، ص 254.
12- منتهى الامال، ج 2، ص‏139.
13- الامام الصادق و ابوزهره، ص 224; جامع المسانيد، ص 222.
14- منتهى الامال، ج 2، ص 140.
15- اصول كافى، ج 1، ص 475.
16- رجال نجاشى، ج 1، ص 78 و79; معجم رجال الحديث، ج 1، ش 28.
17- رجال كشى، ج 1، ص‏386.
18- همان، ص 138 و139.
19- بحارالانوار، ج‏47، ص 408.
20- وسايل الشيعه، ج 2، ص‏57.

30. مرداد 1393 - 17:37   |   کد مطلب: 7452
عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يكى‌ از طوفانى‌ترين‌ ادوار تاريخ‌ اسلام‌ است‌ كه‌ از يك‌ سواغتشاشها و انقلابهاى‌ پياپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، بويژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) رخ‌ مى‌داد ، كه‌ انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در كوفه‌ و "ابو مسلم‌" در خراسان‌ و ايران‌ از مهمترين‌ آنها بوده‌ است‌ . و همين‌ انقلاب‌ سرانجام‌ حكومت‌ شوم‌ بنى‌ اميه‌ را برانداخت‌ و مردم‌ را از يوغ‌ ستم‌ و بيدادشان‌ رها ساخت‌ . ليكن‌ سرانجام‌ بنى‌ عباس‌ با تردستى‌ و توطئه‌ ، بناحق‌ از انقلاب‌ بهره‌ گرفته‌ و حكومت‌ و خلافت‌ را تصاحب‌ كردند . دوره‌ انتقال‌ حكومت‌ هزار ماهه‌ بنى‌ اميه‌ به‌ بنى‌ عباس‌ طوفانى‌ترين‌ و پر هرج‌ و مرج‌ ترين‌ دورانى‌ بود كه‌ زندگى‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) را فراگرفته‌ بود.

1. امام‌ صادق‌ ( ع‌ )

حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌ السلام‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( شيعه‌ ) در روز 17ربيع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود .

پدرش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد.

كنيه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گراميش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربيت اوليه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ ( ع‌ ) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چينى‌ كرده‌ است‌ .

پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نيز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) زندگى‌ كرد و با اين‌ ترتيب‌ 31 سال‌ از دوران‌ عمر خود را در خدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود كه‌ هر يك‌ از آنان‌ در زمان‌ خويش‌ حجت‌ خدا بودند ، و از مبدأ فيض‌ كسب‌ نور مى‌نمودند گذرانيد .

بنابراين‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ كه‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد ، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد كه‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذكاوت‌ بسيار ، به‌ حد كمال‌ علم‌ و ادب‌ رسيد و در عصر خود بزرگترين‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گرديد .

پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نيز دوره‌ امامت‌ او بود كه‌ در اين‌ مدت‌ "مكتب‌ جعفرى‌" را پايه‌ريزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شريعت‌ محمدى‌ ( ص‌ ) گرديد .

زندگى‌ پر بار امام‌ جعفر صادق‌ ( ع‌ ) مصادف‌ بود با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنى‌ اميه‌ ( هشام‌ بن‌ عبدالملك‌ - وليد بن‌ يزيد - يزيد بن‌ وليد - ابراهيم‌ بن‌ وليد - مروان‌ حمار ) كه‌ هر يك‌ به‌ نحوى‌ موجب‌ تألم‌ و تأثر و كدورت‌ روح‌ بلند امام‌ معصوم‌ ( ع‌ ) را فراهم‌ مى‌كرده‌اند ، و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ ( سفاح‌ و منصور ) نيز در زمان‌ امام‌ ( ع‌ ) مسند خلافت‌ را تصاحب‌ كردند و نشان‌ دادند كه‌ در بيداد و ستم‌ بر امويان‌ پيشى‌ گرفته‌اند ، چنانكه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در 10 سال‌ آخر عمر شريفش‌ در ناامنى‌ و ناراحتى‌ بيشترى‌ بسر مى‌برد .

2. عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ )

عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يكى‌ از طوفانى‌ترين‌ ادوار تاريخ‌ اسلام‌ است‌ كه‌ از يك‌ سواغتشاشها و انقلابهاى‌ پياپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، بويژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) رخ‌ مى‌داد ، كه‌ انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در كوفه‌ و "ابو مسلم‌" در خراسان‌ و ايران‌ از مهمترين‌ آنها بوده‌ است‌ . و همين‌ انقلاب‌ سرانجام‌ حكومت‌ شوم‌ بنى‌ اميه‌ را برانداخت‌ و مردم‌ را از يوغ‌ ستم‌ و بيدادشان‌ رها ساخت‌ . ليكن‌ سرانجام‌ بنى‌ عباس‌ با تردستى‌ و توطئه‌ ، بناحق‌ از انقلاب‌ بهره‌ گرفته‌ و حكومت‌ و خلافت‌ را تصاحب‌ كردند . دوره‌ انتقال‌ حكومت‌ هزار ماهه‌ بنى‌ اميه‌ به‌ بنى‌ عباس‌ طوفانى‌ترين‌ و پر هرج‌ و مرج‌ ترين‌ دورانى‌ بود كه‌ زندگى‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) را فراگرفته‌ بود .

و از ديگر سو عصر آن‌ حضرت‌ ، عصر برخورد مكتبها و ايدئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفى‌ و كلامى‌ مختلف‌ بود ، كه‌ از برخورد ملتهاى‌ اسلام‌ با مردم‌ كشورهاى‌ فتح‌ شده‌ و نيز روابط مراكز اسلامى‌ با دنياى‌ خارج‌ ، به‌ وجود آمده‌ و در مسلمانان‌ نيز شور و هيجانى‌ براى‌ فهميدن‌ و پژوهش‌ پديد آورده‌ بود .

عصرى‌ كه‌ كوچكترين‌ كم‌ كارى‌ يا عدم‌ بيدارى‌ و تحرك‌ پاسدار راستين‌ اسلام‌ ، يعنى‌ امام‌ ( ع‌ ) ، موجب‌ نابودى‌ دين‌ و پوسيدگى‌ تعليمات‌ حيات‌بخش‌ اسلام‌ ، هم‌ از درون‌ و هم‌ از بيرون‌ مى‌شد .

اينجا بود كه‌ امام‌ ( ع‌ ) دشوارى‌ فراوان‌ در پيش‌ و مسؤوليت‌ عظيم‌ بر دوش‌ داشت‌ . پيشواى‌ ششم‌ در گير و دار چنين‌ بحرانى‌ مى‌بايست‌ از يك‌ سو به‌ فكر نجات‌ افكار توده‌ مسلمان‌ از الحاد و بى‌دينى‌ و كفر و نيز مانع‌ انحراف‌ اصول‌ و معارف‌ اسلامى‌ از مسير راستين‌ باشد ، و از توجيهات‌ غلط و وارونه‌ دستورات‌ دين‌ به‌ وسيله‌ خلفاى‌ وقت‌ جلوگيرى‌ كند .

علاوه‌ بر اين‌ ، با نقشه‌اى‌ دقيق‌ و ماهرانه‌ ، شيعه‌ را از اضمحلال‌ و نابودى‌ برهاند ، شيعه‌اى‌ كه‌ در خفقان‌ و شكنجه‌ حكومت‌ پيشين‌ ، آخرين‌ رمقها را مى‌گذراند ، و آخرين‌ نفرات‌ خويش‌ را قربانى‌ مى‌داد ، و رجال‌ و مردان‌ با ارزش‌ شيعه‌ يا مخفى‌ بودند ، و يا در كر و فر و زرق‌ و برق‌ حكومت‌ غاصب‌ ستمگر ذوب‌ شده‌ بودند ، و جرأت‌ ابراز شخصيت‌ نداشتند ، حكومت‌ جديد هم‌ در كشتار و بى‌عدالتى‌ دست‌ كمى‌ از آنها نداشت‌ و وضع‌ به‌ حدى‌ خفقان‌آور و ناگوار و خطرناك‌ بود كه‌ همگى‌ ياران‌ امام‌ ( ع‌ ) را در معرض‌ خطر مرگ‌ قرار مى‌داد ، چنانكه‌ زبده‌هايشان‌ جزو ليست‌ سياه‌ مرگ‌ بودند .

"جابر جعفى‌" يكى‌ از ياران‌ ويژه‌ امام‌ است‌ كه‌ از طرف‌ آن‌ حضرت‌ براى‌ انجام‌ دادن‌ امرى‌ به‌ سوى‌ كوفه‌ مى‌رفت‌ . در بين‌ راه‌ قاصد تيز پاى‌ امام‌ به‌ او رسيد و گفت‌ : امام‌ ( ع‌ ) مى‌گويد : خودت‌ را به‌ ديوانگى‌ بزن‌ ، همين‌ دستور او را از مرگ‌ نجات‌ داد و حاكم‌ كوفه‌ كه‌ فرمان‌ محرمانه‌ ترور را از طرف‌ خليفه‌ داشت‌ از قتلش‌ به‌ خاطر ديوانگى‌ منصرف‌ شد .

جابر جعفى‌ كه‌ از اصحاب‌ سر امام‌ باقر ( ع‌ ) نيز مى‌باشد مى‌گويد : امام‌ باقر ( ع‌ ) هفتاد هزار بيت‌ حديث‌ به‌ من‌ آموخت‌ كه‌ به‌ كسى‌ نگفتم‌ و نخواهم‌ گفت‌ ...
او روزى‌ به‌ حضرت‌ عرض‌ كرد مطالبى‌ از اسرار به‌ من‌ گفته‌اى‌ كه‌ سينه‌ام‌ تاب‌ تحمل‌ آن‌ را ندارد و محرمى‌ ندارم‌ تا به‌ او بگويم‌ و نزديك‌ است‌ ديوانه‌ شوم‌ .
امام‌ فرمود : به‌ كوه‌ و صحرا برو و چاهى‌ بكن‌ و سر در دهانه‌ چاه‌ بگذار و در خلوت‌ چاه‌ بگو : حدثنى‌ محمد بن‌ على‌ بكذا وكذا ... ، ( يعنى‌ امام‌ باقر ( ع‌ ) به‌ من‌ فلان‌ مطلب‌ را گفت‌ ، يا روايت‌ كرد ) .

آرى‌ ، شيعه‌ مى‌رفت‌ كه‌ نابود شود ، يعنى‌ اسلام‌ راستين‌ به‌ رنگ‌ خلفا درآيد ، و به‌ صورت‌ اسلام‌ بنى‌ اميه‌اى‌ يا بنى‌ عباسى‌ خودنمايى‌ كند .
در چنين‌ شرايط دشوارى‌ ، امام‌ دامن‌ همت‌ به‌ كمر زد و به‌ احيا و بازسازى‌ معارف‌ اسلامى‌ پرداخت‌ و مكتب‌ علمى‌ عظيمى‌ به‌ وجود آورد كه‌ محصول‌ و بازده‌ آن‌ ، چهار هزار شاگرد متخصص‌ ( همانند هشام‌ ، محمد بن‌ مسلم‌ و ... ) در رشته‌هاى‌ گوناگون‌ علوم‌ بودند ، و اينان‌ در سراسر كشور پهناور اسلامى‌ آن‌ روز پخش‌ شدند .
هر يك‌ از اينان‌ از طرفى‌ خود ، بازگوكننده‌ منطق‌ امام‌ كه‌ همان‌ منطق‌ اسلام‌ است‌ و پاسدار ميراث‌ دينى‌ و علمى‌ و نگهدارنده‌ تشيع‌ راستين‌ بودند ، و از طرف‌ ديگر مدافع‌ و مانع‌ نفوذ افكار ضد اسلامى‌ و ويرانگر در ميان‌ مسلمانان‌ نيز بودند .

تأسيس‌ چنين‌ مكتب‌ فكرى‌ و اين‌ سان‌ نوسازى‌ و احياگرى‌ تعليمات‌ اسلامى‌ ، سبب‌ شد كه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) به‌ عنوان‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( تشيع‌ ) مشهور گردد .
ليكن‌ طولى‌ نكشيد كه‌ بنى‌ عباس‌ پس‌ از تحكيم‌ پايه‌هاى‌ حكومت‌ و نفوذ خود ، همان‌ شيوه‌ ستم‌ و فشار بنى‌ اميه‌ را پيش‌ گرفتند و حتى‌ از آنان‌ هم‌ گوى‌ سبقت‌ را ربودند. .

امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) كه‌ همواره‌ مبارزى‌ نستوه‌ و خستگى‌ناپذير و انقلابيى‌ بنيادى‌ در ميدان‌ فكر و عمل‌ بوده‌ ، كارى‌ كه‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) به‌ صورت‌ قيام‌ خونين‌ انجام‌ داد ، وى‌ قيام‌ خود را در لباس‌ تدريس‌ و تأسيس‌ مكتب‌ و انسان‌ سازى‌ انجام‌ داد و جهادى‌ راستين‌ كرد .

3. جنبش‌ علمى‌

اختلافات‌ سياسى‌ بين‌ امويان‌ و عباسيان‌ و تقسيم‌ شدن‌ اسلام‌ به‌ فرقه‌هاى‌ مختلف‌و ظ‌هور عقايد مادى‌ و نفوذ فلسفه‌ يونان‌ در كشورهاى‌ اسلامى‌ ، موجب‌ پيدايش‌ يك‌ نهضت‌ علمى‌ گرديد . نهضتى‌ كه‌ پايه‌هاى‌ آن‌ بر حقايق‌ مسلم‌ استوار بود . چنين‌ نهضتى‌ لازم‌ بود ، تا هم‌ حقايق‌ دينى‌ را از ميان‌ خرافات‌ و موهومات‌ و احاديث‌ جعلى‌ بيرون‌ كشد و هم‌ در برابر زنديقها و ماديها با نيروى‌ منطق‌ و قدرت‌ استدلال‌ مقاومت‌ كند و آراى‌ سست‌ آنها را محكوم‌ سازد . گفتگوهاى‌ علمى‌ و مناظ‌رات‌ آن‌ حضرت‌ با افراد دهرى‌ و مادى‌ مانند "ابن‌ ابى‌ العوجاء" و "ابو شاكر ديصانى‌" و حتى‌ "ابن‌ مقفع‌" معروف‌ است‌ .

به‌ وجود آمدن‌ چنين‌ نهضت‌ علمى‌ در محيط آشفته‌ و تاريك‌ آن‌ عصر ، كار هر كسى‌ نبود ، فقط كسى‌ شايسته‌ اين‌ مقام‌ بزرگ‌ بود كه‌ مأموريت‌ الهى‌ داشته‌ باشد و از جانب‌ خداوند پشتيبانى‌ شود ، تا بتواند به‌ نيروى‌ الهام‌ و پاكى‌ نفس‌ و تقوا وجود خود را به‌ مبدأ غيب‌ ارتباط دهد ، حقايق‌ علمى‌ را از درياى‌ بيكران‌ علم‌ الهى‌ به‌ دست‌ آورد ، و در دسترس‌ استفاده‌ گوهرشناسان‌ حقيقت‌ قرار دهد .

تنها وجود گرامى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مى‌توانست‌ چنين‌ مقامى‌ داشته‌ باشد ، تنها امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) بود كه‌ با كناره‌گيرى‌ از سياست‌ و جنجالهاى‌ سياسى‌ از آغاز امامت‌ در نشر معارف‌ اسلام‌ و گسترش‌ قوانين‌ و احاديث‌ راستين‌ دين‌ مبين‌ و تبليغ‌ احكام‌ و تعليم‌ و تربيت‌ مسلمانان‌ كمر همت‌ بر ميان‌ بست‌ .
زمان‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در حقيقت‌ عصر طلايى‌ دانش‌ و ترويج‌ احكام‌ و تربيت‌ شاگردانى‌ بود كه‌ هر يك‌ مشعل‌ نورانى‌ علم‌ را به‌ گوشه‌ و كنار بردند و در "خودشناسى‌" و "خداشناسى‌" مانند استاد بزرگ‌ و امام‌ بزرگوار خود در هدايت‌ مردم‌ كوشيدند .

در همين‌ دوران‌ درخشان‌ - در برابر فلسفه‌ يونان‌ - كلام‌ و حكمت‌ اسلامى‌ رشد كرد و فلاسفه‌ و حكماى‌ بزرگى‌ در اسلام‌ پرورش‌ يافتند . همزمان‌ با نهضت‌ علمى‌ و پيشرفت‌ دانش‌ بوسيله‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) در مدينه‌ ، منصور خليفه‌ عباسى‌ كه‌ از راه‌ كينه‌ و حسد ، به‌ فكر ايجاد مكتب‌ ديگرى‌ افتاد كه‌ هم‌ بتواند در برابر مكتب‌ جعفرى‌ استقلال‌ علمى‌ داشته‌ باشد و هم‌ مردم‌ را سرگرم‌ نمايد و از خوشه‌چينى‌ از محضر امام‌ ( ع‌ ) بازدارد .

بدين‌ جهت‌ منصور مدرسه‌اى‌ در محله‌ "كرخ‌" بغداد تأسيس‌ نمود . منصور در اين‌ مدرسه‌ از وجود ابو حنيفه‌ در مسائل‌ فقهى‌ استفاده‌ نمود و كتب‌ علمى‌ و فلسفى‌ را هم‌ دستور داد از هند و يونان‌ آوردند و ترجمه‌ نمودند ، و نيز مالك‌ را - كه‌ رئيس‌ فرقه‌ مالكى‌ است‌ - بر مسند فقه‌ نشاند ، ولى‌ اين‌ مكتبها نتوانستند وظ‌يفه‌ ارشاد خود را چنانكه‌ بايد انجام‌ دهند .

امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) مسائل‌ فقهى‌ و علمى‌ و كلامى‌ را كه‌ پراكنده‌ بود ، به‌ صورت‌ منظم‌ درآورد ، و در هر رشته‌ از علوم‌ و فنون‌ شاگردان‌ زيادى‌ تربيت‌ فرمود كه‌ باعث‌ گسترش‌ معارف‌ اسلامى‌ در جهان‌ گرديد . دانش‌گسترى‌ امام‌ ( ع‌ ) در رشته‌هاى‌ مختلف‌ فقه‌ ، فلسفه‌ و كلام‌ ، علوم‌ طبيعى‌ و ... آغاز شد . فقه‌ جعفرى‌ همان‌ فقه‌ محمدى‌ يا دستورهاى‌ دينى‌ است‌ كه‌ از سوى‌ خدا به‌ پيغمبر بزرگوارش‌ از طريق‌ قرآن‌ و وحى‌ رسيده‌ است‌ .

بر خلاف‌ ساير فرقه‌ها كه‌ بر مبناى‌ عقيده‌ و رأى‌ و نظر خود مطالبى‌ را كم‌ يا
زياد مى‌كردند ، فقه‌ جعفرى‌ توضيح‌ و بيان‌ همان‌ اصول‌ و فروعى‌ بود كه‌ در مكتب‌ اسلام‌ از آغاز مطرح‌ بوده‌ است‌ . ابو حنيفه‌ رئيس‌ فرقه‌ حنفى‌ درباره‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) گفت‌ : من‌ فقيه‌تر از جعفرالصادق‌ كسى‌ را نديده‌ام‌ و نمى‌شناسم‌ . فتواى‌ بزرگترين‌ فقيه‌ جهان‌ تسنن‌ شيخ‌ محمد شلتوت‌ رئيس‌ دانشگاه‌ الازهر مصر كه‌ با كمال‌ صراحت‌ عمل‌ به‌ فقه‌ جعفرى‌ را مانند مذاهب‌ ديگر اهل‌ سنت‌ جايز دانست‌ - در روزگار ما - خود اعترافى‌ است‌ بر استوارى‌ فقه‌ جعفرى‌ و حتى‌ برترى‌ آن‌ بر مذاهب‌ ديگر . و اينها نتيجه‌ كار و عمل‌ آن‌ روز امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ .

در رشته‌ فلسفه‌ و حكمت‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) هميشه‌ با اصحاب‌ و حتى‌ كسانى‌ كه‌ از دين‌ و اعتقاد به‌ خدا دور بودند مناظ‌راتى‌ داشته‌ است‌ . نمونه‌اى‌ از بيانات‌ امام‌ ( ع‌ ) كه‌ در اثبات‌ وجود خداوند حكيم‌ است‌ ، به‌ يكى‌ از شاگردان‌ واصحاب‌ خود به‌ نام‌ "مفضل‌ بن‌ عمر" فرمود كه‌ در كتابى‌ به‌ نام‌ "توحيد مفضل‌" هم‌ اكنون‌ در دست‌ است‌ . مناظ‌رات‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) با طبيب‌ هندى‌ كه‌ موضوع‌ كتاب‌ "اهليلجه‌" است‌ نيز نكات‌ حكمت‌آموز بسيارى‌ دارد كه‌ گوشه‌اى‌ از درياى‌ بيكران‌ علم‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ . براى‌ شناسايى‌ استاد معمولا دو راه‌ داريم‌ ، يكى‌ شناختن‌ آثار و كلمات‌ او ، دوم‌ شناختن‌ شاگردان‌ و تربيت‌شدگان‌ مكتبش‌ .

كلمات‌ و آثار و احاديث‌ زيادى‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ ما حتى‌ قطره‌اى‌ از دريا را نمى‌توانيم‌ به‌ دست‌ دهيم‌ مگر "نمى‌ از يمى‌" . اما شاگردان‌ آن‌ حضرت‌ هم‌ بيش‌ از چهار هزار بوده‌اند ، يكى‌ از آنها "جابر بن‌ حيان‌" است‌ . جابر از مردم‌ خراسان‌ بود . پدرش‌ در طوس‌ به‌ داروفروشى‌ مشغول‌ بود كه‌ به‌ وسيله‌ طرفداران‌ بنى‌ اميه‌ به‌ قتل‌ رسيد . جابر بن‌ حيان‌ پس‌ از قتل‌ پدرش‌ به‌ مدينه‌ آمد . ابتدا در نزد امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و سپس‌ در نزد امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) شاگردى‌ كرد . جابر يكى‌ از افراد عجيب‌ روزگار و از نوابغ‌ بزرگ‌ جهان‌ اسلام‌ است‌ .

در تمام‌ علوم‌ و فنون‌ مخصوصا در علم‌ شيمى‌ تأليفات‌ زيادى‌ دارد ، و در رساله‌هاى‌ خود همه‌ جا نقل‌ مى‌كند كه‌ ( جعفر بن‌ محمد ) به‌ من‌ چنين‌ گفت‌ يا تعليم‌ داد يا حديث‌ كرد . از اكتشافات‌ او اسيد ازتيك‌ ( تيزآب‌ ) و تيزاب‌ سلطانى‌ و الكل‌ است‌ .

وى‌ چند فلز و شبه‌ فلز را در زمان‌ خود كشف‌ كرد . در دوران‌ "رنسانس‌ اروپا" در حدود 30. رساله‌ از جابر به‌ زبان‌ آلمانى‌ چاپ‌ و ترجمه‌ شده‌ كه‌ در كتابخانه‌هاى‌ برلين‌ و پاريس‌ ضبط است‌ .

حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) بر اثر توطئه‌هاى‌ منصور عباسى‌ در سال‌ 148 هجرى‌ مسموم‌ و در قبرستان‌ بقيع‌ در مدينه‌ مدفون‌ شد . عمر شريفش‌ در اين‌ هنگام‌ 65 سال‌ بود . از جهت‌ اينكه‌ عمر بيشترى‌ نصيب‌ ايشان‌ شده‌ است‌ به‌ "شيخ‌ الائمه‌" موسوم‌ است‌ .
حضرت‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌ .

پس‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) منتقل‌ گرديد .
ديگر از فرزندان‌ آن‌ حضرت‌ اسمعيل‌ است‌ كه‌ بزرگترين‌ فرزند امام‌ بوده‌ و پيش‌ از وفات‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) از دنيا رفته‌ است‌ . طايفه‌ اسماعيليه‌ به‌ امامت‌ وى‌ قائلند .

4. خلق‌ و خوى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ )

حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مانند پدران‌ بزرگوار خود در كليه‌ صفات‌ نيكو و سجاياى‌ اخلاقى‌ سرآمد روزگار بود . حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) داراى‌ قلبى‌ روشن‌ به‌ نور الهى‌ و در احسان‌ و انفاق‌ به‌ نيازمندان‌ مانند اجداد خود بود . داراى‌ حكمت‌ و علم‌ وسيع‌ و نفوذ كلام‌ و قدرت‌ بيان‌ بود .

با كمال‌ تواضع‌ و در عين‌ حال‌ با نهايت‌ مناعت‌ طبع‌ كارهاى‌ خود را شخصا انجام‌ مى‌داد ، و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بيل‌ به‌ دست‌ گرفته‌ ، در مزرعه‌ خود كشاورزى‌ مى‌كرد و مى‌فرمود : اگر در اين‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ كنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود ، زيرا به‌ كد يمين‌ و عرق‌ جبين‌ آذوقه‌ و معيشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمين‌ مى‌نمايم‌ .

ابن‌ خلكان‌ مى‌نويسد : امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يكى‌ از ائمه‌ دوازده‌گانه‌ مذهب‌ اماميه‌ و از سادات‌ اهل‌ بيت‌ رسالت‌ است‌ . از اين‌ جهت‌ به‌ وى‌ صادق‌ مى‌گفتند كه‌ هر چه‌ مى‌گفت‌ راست‌ و درست‌ بود و فضيلت‌ او مشهورتر از آن‌ است‌ كه‌ گفته‌ شود . مالك‌ مى‌گويد : با حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) سفرى‌ به‌ حج‌ رفتم‌ ، چون‌ شترش‌ به‌ محل‌ احرام‌ رسيد ، امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) حالش‌ تغيير كرد ، نزديك‌ بود از مركب‌ بيفتد و هر چه‌ مى‌خواست‌ لبيك‌ بگويد ، صدا در گلويش‌ گير مى‌كرد . به‌ او گفتم‌ : اى‌ پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويى‌ لبيك‌ ، در جوابم‌ فرمود : چگونه‌ جسارت‌ كنم‌ و بگويم‌ لبيك‌ ، مى‌ترسم‌ خداوند در جوابم‌ بگويد : لا لبيك‌ ولا سعديك‌ .

30. مرداد 1393 - 8:40   |   کد مطلب: 7446
رئیس شورای هماهنگی بانک های استان همدان با اشاره به تعیین تکلیف ۳۳۶ میلیارد تومان از بدهی واحدهای تولیدی به بانک ها گفت: بدهکار دانه درشت بانکی در همدان نداریم.

به گزارش صبح الوند، منوچهر رضانیا در گفت وگو با تسنیم اظهار کرد: از هزار و 600 واحد تولیدی و صنعتی استان همدان 600 واحد به دلایل مختلف تعطیل بوده که یکی از عوامل مهم آن معوقات بانکی و نداشتن سرمایه در گردش بوده است.

وی افزود: با جلسات مختلف با بانک‌های دولتی موفق شدیم بدهی بانکی 300 واحد تولیدی به ارزش 336 میلیارد تومان را تعیین تکلیف کنیم، به این صورت که بدهکار در ابتدا پنج درصد بدهی خود را به بانک پرداخت کرده و مابقی درمدت پنج سال به صورت تقسیط پرداخت می شود.

رضانیان تصریح کرد: حال به دنبال این هستیم تا با همکاری استانداری همدان معوقات واحدهای تولیدی استان به بانک های خصوصی را تعیین تکلیف کنیم چرا که بخش زیادی از واحدهای تولیدی به بانک های خصوصی نیز بدهکارند.

رئیس امور شعب بانکی ملی استان همدان اعلام کرد: با تعیین تکلیف بدهی، واحدهای تولیدی می توانند در راستای دریافت سرمایه در گردش اقدام کرده و واحد تولیدی خود را احیا و فعال کنند.

رضانیا تاکید کرد: متاسفانه زمانی که یک واحد تولیدی بدهی خود را به بانک پرداخت نمی کند در لیست سیاه بانک ها قرار می گیرد و همین امر سبب می شود تا هیچ یک از بانک ها به این واحد تولیدی سرمایه در گردش پرداخت نکنند.

وی بیان کرد: در استان همدان نسبت به استان های همجوار و کشور به نسبت منابع و سرمایه هایی که در دست تولید کننده است، معوقات کمتری داریم که این میزان نیز در حال تعیین تکلیف است.

رئیس شورای هماهنگی بانک های استان همدان با تاکید بر اینکه بدهکار دانه درشت بانکی در استان نداریم، افزود: بخشی از بدهی واحدهای تولیدی رکود بهش تولید در کشور است که موجب شده تا هنوز تولید به جایگاه اصلی و واقعی خود دست پیدا نکند.

رضانیا درباره تغییر سود بانکی در اواخر سال گذشته و امسال نیز بیان کرد: رقابت ناسالمی بین بانک های کشور وجود داشت که بانک مرکزی به موقع وارد شده و سود سپرده های یک ساله را 22 درصد تعیین کرد که برای بانک و سپرده گذار معقول است.

30. مرداد 1393 - 7:31   |   کد مطلب: 7443
مدیرکل شعب بانک مهر اقتصاد استان همدان از اختصاص40 میلیارد تومان اعتبارات اقتصاد مقاومتی خبر داد.

به گزارش صبح الوند به نقل از همدان پرس، داریوش جعفری جوزانی با بیان اینکه در سال گذشته چهار میلیارد و200 میلیون تومان تسهیلات به 30 هزار نفر در استان همدان پرداخت شده است، یادآور شد: خوشبختانه بانک مهر اقتصاد همدان با پرداخت99 درصدی تسهیلات تکلیفی خود توانست جایگاه نخست را بین شعب مهر اقتصاد در سراسر کشور به دست آورد.

وی در خصوص آمار وضعیت پرسنل و شعب فعال در استان اذعان کرد: این بانک 24 شعبه و باجه فعال در سطح استان با پرسنل مجرب و آموزش دیده دارد.

مدیرکل شعب بانک مهر اقتصاد استان همدان افزود: این بانک با هدف سهولت در انجام امور مشتریان اقدام به راه‌اندازی سه شعبه عصرکار در استان کرد که این شعب از ساعت 17الی 19 به ارائه خدمات می‌پردازند.

وی یادآور شد: هفت هزار نفر پرسنل در80 شعبه بانک مهر اقتصاد در کشور مشغول به‌کار هستند.

جعفری جوزانی با اشاره به مهم‌ترین خدمات بانک مهر اقتصاد استان همدان تصریح کرد: بانک مهراقتصاد با توجه به مسووليت اجتماعي خود و حضور موثر در عرصه‌هاي اقتصادي (پولي و بانكي) ضمن توسعه و کیفی‌سازی شعب خود در اقصي نقاط كشور خدمات گوناگوني در حمايت از پروژه‌هاي مولد و اشتغال‌زا در زمینه‌های صنعت، تولید و کشاورزی و همچنین ازدواج، درمان، تحصيل و... ارائه کرده است.

وی با اشاره به اجرای طرح خرید دین در بانک مهر اقتصاد یادآور شد: مهر اقتصاد اولین بانک در کشور است که به اجرای طرح خرید دین اقدام کرده است؛ همچنین بانک مهر اقتصاد برای اولین بار در کشور خدمات خود را به صورت جعاله ارائه می‌دهد.

30. مرداد 1393 - 6:14   |   کد مطلب: 7445
مدیر کل امور عشایر همدان گفت: بخش زیادی از ایل راه های عشایر این استان توسط دستگاه های دولتی تخریب و تصرف شده است.

به گزارش صبح الوند، حمزه علی یزدانی افزود: بخش قابل توجهی از ایل راه های عشایری همدان در مسیر استان لرستان به اتوبان بروجرد - خرم آباد تبدیل شده است.

وی اظهار کرد: عشایر در گذشته از کنار این جاده ها عبور می کردند که امروز با تخریب و تصرف آنها با مشکل جدی مواجه هستند.

مدیر کل امور عشایر همدان عشایر را قشری مفید و مولد توصیف کرد و گفت: همه دستگاه های دولتی در قبال عشایر مسوولیت دارند و باید وظایف خود را به نحو مطلوب در برابر این قشر تولید کننده انجام دهند.

وی با بیان اینکه بخشی از ایل راه های استان نیز به اراضی زراعی تبدیل شده است تاکید کرد: باید دستگاه های متولی در تصرف و تخریبی که توسط کشاورزان انجام می شود از طریق قانون وارد شوند و در واگذاری ها نیز دقت بیشتری داشته باشند.

یزدانی ادامه داد: در حال حاضر تصرف و تخریب ایل راه ها عرصه را بر جمعیت عشایری استان تنگ کرده و آنان را دچار مشکلات جدی کرده است.

وی به وجود 610 کیلومتر ایل راه قشلاقی و 203 کیلومتر ایل راه ییلاقی عشایر در استان همدان اشاره کرد و گفت: هنوز نقشه ایل راه های همدان مستند سازی و تهیه نشده است.

30. مرداد 1393 - 6:11   |   کد مطلب: 7444
معاون فناوری اطلاعات و آمار جمعیتی استان همدان خواستار ثبت نام سریع افراد 15 ساله، جهت دریافت کارت ملی هوشمند شد.

به گزارش صبح الوند، حسین اسماعیلی افزود: افراد می توانند با مراجعه به سایت NCR.IR هر چه سریعتر نسبت به انجام پیش ثبت نام اولیه خود اقدام و با اخذ نوبت در یکی از دفاتر پستی، پیشخوان و ثبت احوال اقدام کنند.

وی تاکید کرد: در حال حاضر فقط برای افراد 15 ساله و کسانی که نام و نام خانوادگی خود را تغییر داده اند کارت ملی هوشمند صادر می شود.

وی خاطرنشان کرد: از نه هزار درخواست جهت دریافت کارت ملی هوشمند چهار هزار کارت تحویل داده شده و سه هزار کارت نیز آماده تحویل است.

اسماعیلی کارت ملی هوشمند را کلیدی برای ورود به دولت الکترونیک دانست و افزود: این کارت حرکتی به سوی جامعه اطلاعاتی و ورود به فضای دیجیتال بوده که موجب توزیع عادلانه فرصت ها و کاهش بسیاری از هزینه های دولت است.

وی ادامه داد: کارت ملی هوشمند امکان ارائه خدمات به روشی ساده، سریع و با کیفیت بالا به مردم با زیر ساخت تحقق دولت الکترونیک است.

وی گفت: دولت الکترونیک این امکان را به مردم می دهد تا افراد با بهره گیری بالا و بدون مراجعه فیزیکی و کاهش تردد درون شهری و برون شهری بیشترین خدمات را دریافت کنند.

اسماعیلی از امنیت 100 درصدی کارت ملی هوشمند خبر داد و گفت: در زمان دریافت خدمات علاوه بر اخذ کارت ملی هوشمند، اثر انگشت از فرد گرفته می شود و برای تصدیق هویت دو رمز در اختیار فرد قرار داده می شد.

30. مرداد 1393 - 5:56   |   کد مطلب: 7441
در حالی که کمتر از یک ساعت به وزن‌کشی فصل دوم مسابقات کشتی باشگاه‌های کشور باقی مانده بود خبری به گوش رسید مبنی بر اینکه تیم سحر همدان به علت مشکلات مالی از حضور در این رقابت ها انصراف داده است.

 

به گزارش صبح الوند به نقل از تسنیم، این خبر در حالی رسانه ای شد که تیم کشتی سحر همدان در فصل نخست این مسابقات به عنوان سومی دست یافته و عملکرد خوبی از خود بر جای گذاشته بود.

رئیس هیئت کشتی همدان در گفت و گو با خبرنگار ورزشی تسنیم علت انصراف تیم سحر را بدهی های فصل نخست و بدقولی ها فصول گذشته دانست و اظهار کرد: متاسفانه کشتی همدان سابقه خوبی از لحاظ پرداخت ها در فدراسیون کشتی ندارد و ما در مجموع از این بابت 3 میلیارد ریال به کشتی‌گیران فصول قبل بدهی داریم و همین عامل سبب شده تا کشتی‌گیران بدهکار از حضور دیگران کشتی‌گیران در همدان جلوگیری کنند.

جلال صابریون افزود: صنایع غذایی سحر به تمام تعهدات مالی خود عمل کرد اما 50 درصد کمک مسئولان استانی به ما پرداخت نشد تا دیروز از حضور در فصل دوم این رقابت ها انصراف دهیم و مانع آبرویزی در کشتی استان شویم.

وی تصریح کرد: روز گذشته زمانی که تیم برای وزن کشی راهی خانه کشتی می شود پنج تن از کشتی گیران همانند جمال میرزایی ، بهنام احسان پور و عبدالله قمی حاضر به وزن کشی نمی شوند و بدهی فصل نخست خود را مطالبه می‌کنند که ما نیز به دلیل نرسیدن منابع مالی نتوانستیم از عهده این کشتی‌گیران بر بیاییم.

رئیس هیئت کشتی استان همدان افزود: کشتی‌گیران فصل قبل نیز به دلیل اعتبار هیئت کشتی و بومی‌ها نیز به خاطر شهر خود بدون پول کشتی گرفتند، اما حالا برای فصل دوم باید ابتدا بدهی‌های آنها تسویه می شد و مبلغی از قرارداد فصل دوم خود را نیز پرداخت می کردیم تا قراردادهای فصل دوم با آنها منعقد شود.

وی گفت: باید تا بیستم مردادماه 32 میلیون ورودی به مسابقات واریز می‌کردیم و با کلی رایزنی توانستیم از سازمان لیگ حداکثر تا شنبه مهلت بگیریم اما به دلیل عدم به موقع بودجه راهی جز انصراف پیدا نکردیم.

صابریون افزود: فصل دوم از دست ما رفت و اگر می خواهیم در لیگ جهانی حاضر شویم باید از هم اکنون تیمی مقتدر را برای فصل آینده ببندیم و باید حداقل دو کشتی‌گیر خارجی را به خدمت بگیریم، از طرف دیگر قول میزبانی مرحله آخر این مسابقات به همدان داده شده و اگر نتوانیم قدرتمند در این رقابت ها حاضر شویم میزبانی برای ما ارزشی ندارد.

سرپرست تیم کشتی سحر همدان نیز در این باره اظهار کرد: در حالی که بسیاری از رشته‌های دیگر قراردادهایی حداقل 500 میلیونی دارند، کشتی‌گیرانی که مدال المپیک در کارنامه دارند برای هر فصل حداکثر 20 تا 30 میلیون قرارداد می‌بندند و اوج بی‌انصافی است اگر همین قرارداد هم به آنها پرداخت نمی شود.

جواد نوروزی با بیان اینکه مبلغ مورد نیاز برای شرکت در فصل دوم حدود 180 میلیون تومان است گفت: این مبلغ شامل پرداخت بدهی‌های قبلی، ورودی مسابقات و قراردادهای جدید است که در مقایسه با هزینه های صرف شده در فوتبال قابل مقایسه نیست.

وی که معتقد است منابع دولتی که قول آنها به هیأت کشتی داده شده بود پرداخت نشده‌اند، گفت: همین امر سبب بروز مشکل شده و هر چه ما تلاش کردیم بازهم نتوانستیم راهی جز انصراف پیدا کنیم.

سرپرست تیم کشتی سحر همدان گفت: از تمام مسئولان استان درخواست می‌کنیم همانطور که به فوتبال کمک می‌کنند به کشتی هم یاری برسانند تا شاهد فرصت‌سوزی و از دست رفتن نخبگان کشتی استان نباشیم.

30. مرداد 1393 - 5:36   |   کد مطلب: 7440
معاون نظارت و پایش سازمان محیط زیست استان همدان گفت:‌ تعدادی واحد آلاینده سیلیس کوبی در شهر ازندریان ملایر فعالیت می کنند که باید با فراهم زیرساخت های مناسب میزان آلایندگی کنترل و مسائل اجتماعی حاکم بر منطقه ساماندهی شود.

 

به گزارش صبح الوند، رضا دانش‌پژوه در کارگروه تخصصی سلامت و امنیت غذایی استان افزود: در بررسی‌های صورت گرفته توسط محیط زیست غلظت ذرات خروجی از دودکش واحدهای سیلیس‌کوبی ازندریان 100 میلی‌گرم برمترمکعب محاسبه شده و این درحالی است که حد استاندارد آن 250 میلی‌گرم برمترمکعب است.

وی گفت: سال گذشته 3 واحد پلمپ و با رفع نواقص دوباره بازگشایی شد و واحدهایی که بطور مرتب نتایج خروجی غلظت ذرات آنها بالاتر از استاندارد باشد به عنوان صنعت آلاینده به امور مالیاتی معرفی می‌شوند.

معاون نظارت و پایش سازمان محیط زیست استان همدان افزود: برخوردهای محیط زیست باعث ارتقاء کیفیت واحدهای سیلیس‌کوبی می‌شود و برخوردهایی که با این واحدها انجام شده به رفع آلایندگی منجر شده است.

وی خاطرنشان کرد: به منظور نظارت و برخورد با واحدهای آلاینده، سال گذشته در آزمایشگاه ملایر و محیط زیست 145 مورد نمونه‌گیری انجام شد که 80 درصد نمونه‌های بررسی شده مشکلی نداشتند و فقط در 20 درصد آنها آلودگی مشاهده شد.

دانش پژوه گفت: استاندارد غلظت ذرات موجود در هوای آزاد 50 تا 100میلی‌گرم برمترمکعب است و بررسی استاندارد داخل سالن نیز برعهده بهداشت حرفه‌ای است.

وی احداث و راه‌اندازی سیستم پایش لحظه‌ای را در بررسی سالیانه و مداوم کارگاه‌های سیلیس کوبی موثر دانست.

30. مرداد 1393 - 5:26   |   کد مطلب: 7439
مدیرعامل کارخانه شیر پگاه همدان با بیان اینکه در همدان روغن پالم استفاده نمی‌شود، گفت: طبق مجوزهای صادر شده توسط سازمان استاندارد از 60 محصول لبنی تولیدی، هشت محصول مجاز به استفاده از روغن پالم هستند.

 

به گزارش صبح الوند به نقل از فارس، محمود محمدی‌ها در جمع خبرنگاران افزود: پالم روغن خطرناکی نیست و مجوز استفاده از این روغن توسط سازمان استاندارد برای برخی از محصولات لبنی صادر شده است که شامل خامه قنادی، بستنی‌ها، پنیر پیتزا و پنیر آنالوگ خامه‌ای است که هیچکدام در پگاه همدان تولید نمی‌شود.

وی اضافه کرد: اجزای تشکیل دهنده خامه قنادی روغن نباتی است که درصد بالای آن روغن پالم است.

محمدی‌ها با اشاره به اینکه در شرکت پگاه همدان به هیچ عنوان از روغن پالم استفاده نمی‌شود، ادامه داد: به دلیل هجمه‌ای که بر علیه صنعت لبنیات راه افتاده مصرف سرانه لبنیات پاستوریزه کاهش یافته است.

وی اظهار کرد: گرایش مردم به سمت لبنیات فله بیشتر از گذشته شده و این در حالی است که برخی از عرضه کنندگان لبنیات فله حتی با ابتدایی ترین مباحث بهداشتی آشنایی ندارند.

مدیرعامل کارخانه شیر پگاه همدان با اشاره به پایین بودن سرانه مصرف لبنیات در کشور، بیان کرد: مصرف سرانه لبنیات در ایران یک سوم استانداد جهانی است که این مسئله باعث شده سن پوکی استخوان در کشور به 35 سال کاهش یابد.

محمدی‌ها اظهارداشت: پگاه همدان بزرگترین کارخانه لبنی در غرب کشور است و روزانه 160 تن شیر را فرآوری می‌کند که 25 تن از آن را دامداری وابسته به این کارخانه تولید می‌کند.

وی با بیان اینکه طبق مجوزهای صادر شده توسط سازمان استاندارد از 60 محصول لبنی تولیدی، 8 محصول مجاز به استفاده از روغن پالم هستند، اضافه کرد: در سال گذشته سه محصول تولیدی این کارخانه نشان ایمنی سلامت دریافت کرده که شامل دوغ و ماست ویتامین دی 3 و ماست پروبیوتیک است.

مدیر تولید کارخانه پگاه همدان نیز با اشاره به تاریخچه استفاده از روغن پالم در کشور گفت: در سال 68 مجوز استفاده از این روغن در صنایع غذایی داده شده است و عمده ترین مصرف این روغن در کارخانجات تولید روغن نباتی، روغن سرخ کردنی، صنعت شکلات، انواع چیپس‌ و قنادی‌هاست.

مجتبی حاجی بابایی اضافه کرد:سرانه مصرف جهانی روغن پالم 2.2 کیلوگرم در سال است که در ایران این میزان تا قبل از سال 80 همین حدود بوده و بعد از آن به سرعت افزایش یافته و سرانه مصرف به 7.9 کیلوگرم رسیده است.

وی تصریح کرد: افراد جامعه را به استفاده از لبنیات کم چرب دعوت می‌کنیم و استفاده از لبنیات پر چرب برای افرادی که تحرک زیادی دارند مانند ورزشکاران توصیه می‌شود.

30. مرداد 1393 - 4:10   |   کد مطلب: 7436
رئيس كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي اسلامي شهر همدان گفت: كشتي محلات همدان كه به تازگي راه اندازي شده همچون نگيني در كشور مي درخشد.

 

به گزارش صبح الوند، رضا غلامي‌خجسته با اشاره به ليگ فوتبال محلات همدان و همچنين راه‌اندازي ليگ كشتي محلات، اظهار كرد: به دنبال سياست‌هاي كميسيون فرهنگي و اجتماعي و تصويبي شوراي اسلامي شهر همدان در رابطه با فعال كردن فوتبال محلات با پيگيري‌هاي انجام شده در حال حاضر 90 تيم فوتبال فعال در محلات همدان زير نظر باشگاه فرهنگي ورزشي شهرداري فعاليت مي‌كنند.
وي افزود: به دنبال پيشنهاد كميسيون فرهنگي شورا براي توسعه ورزش محلات در سال 92، مصوب شد كشتي و واليبال محلات هم راه‌اندازي شود.
عضو شوراي اسلامي شهر همدان خاطرنشان كرد: با افتتاح 2 سالن رزمي و كشتي در منطقه شاهد همدان، كشتي محلات همدان جان تازه‌اي گرفته است.
وی افزود: افتتاحيه ليگ كشتي محلات همدان با حضور 17 تيم از نقاط مختلف شهر همدان كه هر تيم با نام يك شهيد نام‌گذاري شده با حضور 250 ورزشكار كشتي‌گير در حال برگزاری است.
غلامی خجسته با بيان اينكه اين بازي‌ها 2 ماه به طول مي‌انجامد، ابراز داشت: تمامي هزينه‌هاي اين مسابقات به عهده سازمان فرهنگي ورزشي شهرداري همدان است.
وی در پايان تصريح كرد: راه‌اندازي كشتي محلات و برگزاري ليگ كشتي در محلات براي نخستين بار در كشور در همدان برگزار مي‌شود و به‌زودي واليبال محلات هم شروع به كار مي‌كند.

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری تحلیلی صبح الوند RSS