به گزارش صبح الوند به نقل از همدان پیام، ترافيك يكي از معضلات هميشگي شهر همدان است و با حضور میهمانان در شهر این معضل پررنگتر میشود و هنوز شوراي ترافيك و مديريت شهري نتوانسته است گلوگاههاي اين مشكل را شناسايي کند و با استفاده از ديدگاه علمي و عملي كارشناسان باتجربه داخل یا خارج از كشور براي حل اين معضل چارهاي بينديشد.
به همين دليل امروزه شاهد آن هستيم كه سيستم تاكسيراني فاقد هرگونه سازماندهی است و جالبتر اينكه قریب 2 هزار تاكسي بيش از استاندارد در شهر همدان تردد دارند و از سوي ديگر ناوگان اتوبوسراني ما هنوز نتوانسته است از روش سنتي به روش مدرن سرويسدهي روي بياورد و همچنان يك خيابان به ايستگاههاي متعددي كه خودش عامل ترافيك است، تبديل میشود.
همچنين عليرغم ساخت پاركينگهاي محدود در همدان حذف پاركينگ از سوي بساز بفروشها و ساختوسازهاي مجاز و غيرمجاز كه عمدتاً منبع درآمد شهرداري شده است و سرمايهگذاري خاصي براي ايجاد پاركينگهاي مدرن در همدان انجام نشده و براي نمونه مجتمعهاي تجاري مانند سعيديه فاقد پاركينگ است و در ديگر مجتمعها پارکینگها اختصاصي هستند نه عمومي.
اگر به 6 خيابان مركزي شهر همدان نگاهي بیندازیم لازم نيست به نبود پاركينگ حداقل براي كسبه و مراجعهكنندگان ثابت اشاره شود. از سوي ديگر شاهد طرحهايي هستيم كه عمدتاً غيركارشناسي و ابتر بوده و به نتيجه نرسيدهاند از آن جمله ميتوان به طرحهای پاركبان، تاكسيمتر، پيادهراه و ديگر موارد اشاره كرد.
در چند سال گذشته مديريت شهري با اهداف تبليغاتي تمام انرژي خود را در پلسازيها متمركز كرد و پلسازيها نيز به دليل اينكه چندان كارشناسي (به گفته خود اعضاي شوراي سابق) نبودند عملاً در كاهش ترافيك تأثير نداشتند. براي مثال، پل پژوهش که ترافيك همچنان در اين نقطه زنده است.
جالبتر اينكه اگر كسي طرح و ايدهاي پيشنهاد ميدهد بلافاصله مورد استقبال قرار ميگيرد؛ حال آنکه در اغلب موارد پشتوانه پژوهشي علمي و حتي اعتباري مالي و... براي آن پيشبيني نشده است كه ميتوان به نمونههاي مختلفي اشاره كرد كه غالباً تبليغاتي بوده و اينبار نيز با نام بازآفريني مطرح شده است.
در خصوص اصلاح و احداث معابر هم با وجود اقدامات صورت گرفته اما اين اقدامات بهروز و دقيق نيست و هنوز شوراي ترافيك نتوانسته حل مشکل كمربندي اين شهر را از راهوشهرسازي مطالبه و پيگيري كند و همچنان خودروهاي سنگين در شهر تردد دارند.
اين شورا هنوز در اين حوزه نتوانسته پروژههاي پژوهشي و نيازسنجي با كمك آموزش عالي و كارشناسان را انجام دهد و به نتيجه برساند و در نهايت شهرداري و شوراي شهر اين طرحها را ناقص و بدون توجيه اساسي اجرا كردهاند و مصداق آن پيادهراههايي كه قرار بوده ساخته شود يا مركز كنترل ترافيك همدان كه هنوز به نتيجه مشخص نرسيده است.
در کنار این، در مبحث آموزش شهروندي، اطلاعرساني و فرهنگسازي اين شورا و مديريت شهري و ساير نهادهاي متولي به راحتي ميتوان گفت تعطيل است یا مقولهاي با عنوان فرهنگ توسعه در قالب بروشور، تبليغات و رفتار عملي و كلاسهای آموزشي و استفاده از رسانههاي مؤثر ديده نميشود و نظارت در آموزش فرهنگ رانندگي در مراكز آموزش رانندگي وجود ندارد.
اين شورا بايد پا را فراتر از اين مباحث بگذارد و حتي با نمايندگان خودروسازان در زمينه آموزش مفاهيم ترافيكي و حقوق شهروندي وارد شده و قبل از تحويل خودرو توجه خريداران را به اين موضوعات و ارائه دفترچه يا كاتالوگهاي آموزشي فرهنگي معطوف دارد.
سرانجام، آنكه هنوز ميزان قدرت اجرايي و منابع مالي و متولي تصميمگيري و اجراي مصوبات شوراي ترافيك مشخص نيست يا اگر هم هست شفاف و به دور از تساهل و تسامح نيست.
ساده اينكه شوراي ترافيك در سطح شهر به كمك شهرداري اقدام به اصلاح معابر و آسفالتريزي ميكند اما در ادامه، شاهد تخريب آن به دليل كندهكاري از سوي شركت آب و فاضلاب يا گاز و مخابرات هستيم؛ در حالي كه ميتواند دستگاهها را نسبت به هماهنگي قبلي يا اصلاح دوباره ملزم كند.
شوراي ترافيك، شهر و شهرداري در كنار ساير دستگاههاي متولي از قبيل راهنماييورانندگي و غيره و غيره در شرايط موجود حداقل ميتوانند 2 كار اساسي و زيربنايي را در اين شهر به اجرا درآورند كه در آينده شهر مؤثر باشد.
نخست آنكه، مانند كشورهاي توسعهيافته خودروها را به زيرزمينها بكشند؛ يعني در ساختوسازها پيشبيني پاركينگ عمومي را كرده و زير ساختمان را به پاركينگ عمومي تبديل كنند تا خودروها به جاي پارك در خيابانهاي كمعرض شهر به زير ساختمانها منتقل و از اشغال معابر و كوچهها و خيابانها جلوگيري گردد.
دومين امر مهم و اساسي تقويت و اصلاح سيستم حملونقل شهري و اجراي طرحهايي مانند منوريل، قطار شهري، تراموا، مترو و حتي اصلاح سيستم اتوبوسراني و تاكسيراني است که هر كدام بر اساس مباحث كارشناسي كه منطبق با شرايط شهری همدان میتواند به اجرا درآید این حداقل كاري است كه ميشود در حال حاضر اجراي آن را آغاز كرد و خدمتي به شهروندان، زمان، حوصله و كاهش هزينهها كرد و براي آينده شهر كار زيربنايي كرد شايد اين موارد و ساير موارد مشابه باشد.
براي مثال شهري مانند پاريس، استانبول، لندن و پكن یک سيستم حملونقل اساسي در اين شهرها معضل ترافيك را حل كرده است.
دیدگاه شما