
به گزارش صبح الوند، اسدالله ربانی مهر اظهار كرد: همایش جوان، عشق تا ازدواج با حضور دكتر انوشه به مدت دو روز در 17 و 18 آذر ماه در مجتمع بوعلی سینا برگزار می شود.
وی افزود: زمان برگزاری این همایش ساعت 15 تا 18 روز 17 و 18 آذر ماه خواهد بود و علاقمندان برای شركت در این همایش می توانند اقدامات لازم را انجام دهند و یا با شماره دبیرخانه همایش 08118216093 تماس حاصل كنند.
ربانی مهر خاطرنشان كرد: بلیت این همایش 12 هزار تومان بوده و شركت كنندگان در این مراسم به قید قرعه سكه تمام بهار آزادی جایزه می گیرند.
ربانی مهر تاكید كرد: علاقمندانی كه مقالات مرتبط با موضوع همایش دارند می توانند تا تاریخ 12 آذر ماه به دفتر دبیرخانه همایش ارسال كنند تا به قید قرعه به آنها جوایز نفیس اهداء شود.
وی تصریح كرد: هدف از برگزاری این همایش ها آشنایی جوانان برای ازدواج است و شركت بر عموم افراد آزاد است

به گزارش صبح الوند، آیت الله سید مصطفی موسوی اصفهانی، مدیر حوزه های علمیه همدان در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار شبستان در مورد اهمیت اربعین حسینی گفت: زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا یکی از مسائلی است که برای افرادی که بعد از شهدا هستند لازم است تا تا راه و خط شهدا را ادامه دهند.
وی خواندن زیارت مخصوص امام حسین(ع) را در این روز مستحب دانست و افزود: زیارت مخصوص سید الشهدا(ع) توسط جابر بن عبدا... انصاری یکی از اصحاب رسول اکرم(ص) که 7 معصوم را درک کرده است به دست ما رسیده است.
وی بیان کرد: سنت حسنه زیارت امام حسین(ع) و خواندن زیارت مخصوص سیدالشهدا معرفت، شناخت و راه امام حسین (ع) را برای ما هموار می کند تا بتوانیم شناخت بیشتری از این امام بزرگوار داشته باشیم.
آیت الله موسوی اصفهانی در ادامه گفت: در روز اربعین حسینی باید علاوه بر عزاداری به صورت مجالس باشکوه؛ ایستادگی در برابر طاغوت، امر به معروف و نهی از منکر نیز توسط سخنرانان برای مردم بیان شود.
وی اظهار داشت: باید کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا همواره زنده بماند و به دست نسل آینده برسد و نسل کنونی نیز حداکثر استفاده را از ارزش های حسینی و راه حسین(ع) داشته باشند.
وی امام حسین(ع) را مصباح الهدی و سفینه النجاه خواند و افزود: میلیون ها ارادتمند به این امام بزرگوار که از اقصی نقاط دنیا در روز اربعین به زیارت امام حسین(ع) می روند که این امر خود باعث آمرزش گناهان و نزدیک شدن به معبود و پذیرفتن توبه می شود.
مدیر حوزه های علمیه همدان در پایان اربعین حسینی را نماد زنده نگه داشتن یاد شهید و اقتدا به راه شهدا دانست.

به گزارش صبح الوند، محمدجعفر شهبازی در آیین راه اندازی يگان فوريتهاي پليسي 110 همدان اظهار داشت: راه اندازی این يگان می تواند در توانمند سازی پلیس نقش موثری داشته باشد.
وی افزود: موضوعي كه بايد مدنظر باشد مطالبات مردم و همشهريان و رعايت و حفظ حقوق شهروندي در باب فوريتهاي پليسي است.
شهبازي تاكيد كرد: در هنگام انجام عمليات ها دقت نبايد فداي سرعت شود چراكه نبايد در سرعت عمل حقوق شهروندي تضييع شود.
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان همدان هدف از راه اندزاي اين فوريت را علاوه بر پاسخگويي در اسرع وقت، انجام ماموريتها با دقت لازم عنوان کرد.
وی تصریح کرد: بايد آموزشهايي براي پليس به منظور حفظ حقوق شهروندي در نظر گرفته شود.
شهبازي اعلام كرد: آموزشها در بحث پيشگيري بايد در بعد عمومي و در سطح نيروي انتظامي انجام شود.
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان همدان درپایان از كاهش بيش از 35 درصدي جرم در سطح ماموران نيروي انتظامي استان خبر داد.

به گزارش صبح الوند، حاجی محمد مهدیاننسب در مراسم راهاندازی یگان مستقل فوریت پلیس 110 با حضور جمعی از مسئولان استان و شهرستان گفت: راه اندازي يگان مستقل فوريتهاي پليسي 110 به منظور پيشگيري از وقوع جرم، كشف پيش دستانه جرم و افزايش قدرت انجام شده است.
وی اظهار داشت: بیش از 13 سال است که پلیس 110 در پاسخگویی به نیازهای مردم و تکریم آنان به صورت خاص خدمات ارزندهای را ارائه میکند.
فرمانده انتظامی استان همدان افزود: در این مدت زمان برکات فوریتهای پلیس در تأمین احساس امنیت مردم در جامعه اثرات خوبی را داشته به طوری که در هشت ماه گذشته در پاسخگویی عملیاتی به فوریتهای پلیسی افزایش 4 درصدی را شاهد بودیم.
وی تصريح كرد: زمان بين دريافت ماموريت و ابلاغ به واحدهاي گشتي دو دقيقه است اما به علت ترافيك و پيك جرم اين زمان به 12 تا 15 دقيقه مي رسد به طوريكه بيش از آن غيرمجاز است.
مهدیان نسب اعلام كرد: با تزريق امكانات در آينده اين يگان در سطح استان گسترش خواهد يافت به طوريكه يكي از وظايف يگان افزايش هزينه جرم و قدرت بازدارندگي در وقوع جرم است.
وی ادامه داد: توان تامين نيرو و افزايش خط و نفر را داريم به طوريكه در صورت اختصاص بودجه امنيتي 500 ميليون توماني از سوي استانداري قادر به تامين 20 دستگاه خودروي سمند خواهيم بود. همچنين ناجا 10 دستگاه خودرو براي اين امر آماده كرده است.
فرمانده انتظامی استان همدان تصريح كرد: تيم عملياتي يگان فوريتهاي پليسي 110 به مانند يگان امداد است و 9 واحد گشتي خودرو و 12 دستگاه موتورسوار در نقاط مختلف شهر براي ارتقاء احساس امنيت، رشد و منزلت پليس و افزايش رضايتمندي مردم در نظر گرفته شده است.
وی با بيان اينكه ميزان پاسخگويي پليس 110 در هشت ماهه سالجاري نسبت به مدت مشابه سال گذشته در اجراي عمليات پليسي چهار درصد افزايش يافته است، ادامه داد: 237 هزار بار مكالمات مردم توسط پليس 110 مورد رسيدگي قرار گرفته به طوريكه از اين بين 200 هزار ماموريت از طريق مردم به ماموران نيروي انتظامي واگذار شده كه منجر به تشكيل پرونده و تكميل آن شده است.
مهدیان نسب اضافه كرد: 37 هزار بار مكالمات دريافتي ديگر نيز فوريتي نبوده و تنها درخواست خدمات و كمك مشاوره اي، راهنمايي و توصيه بوده و غيرقابل رسيدگي از طريق ماموران نيروي انتظامي بوده است.
وی خاطرنشان كرد: 221 هزار نفر در سطح استان در 14 حوزه از جمله فوريتهاي پليسي 110 آموزش ديده اند به طوريكه منجر به كاهش 74 درصدي تقاضاي تخصصي ماموريتها شده است.
فرمانده انتظامی استان همدان يادآور شد: يگان فوريتهاي پليسي 13 سال است كه درون نيروي انتظامي براي كرامت مداري، رسيدگي فوري به درخواستهاي مردم در اقصي نقاط استان براي ارتقاء احساس امنيت ايجاد شده به طوريكه اثرات بسيار فراواني در ايجاد امنيت داشته است.

به گزارش صبح الوند، در حال حاضر فرودگاه همدان محل برگزاری تنها یک پرواز رفت و برگشت همدان - مشهد است که با حمایت شرکت سیاحتی علیصدر از 16 اردیبهشت سال جاری، در روزهای جمعه و دوشنبه انجام میشود، البته این پروازها توسط شرکت آسمان با هواپیماهای فوکر 100 با ظرفیت 90 نفر در همدان به انجام رسید.
پس از تغییر استاندار در همدان آنچه همدانیها را امیدوار به فراهم آمدن زمینههای توسعه کرد، نگاه متمایزی بود که مدیر ارشد استانی به پتانسیلهای گردشگری در این دیار معطوف کرد. نیکبخت به محض ورود به استان تأکید کرد؛ آمده است تا برنامههایی در راستای گسترش صنعت گردشگری در همدان به اجرا درآورد. در این میان بر اساس نظر کارشناسان آنچه بیش از هر چیز همدان را در زمینه جذب سرمایهگذار و ورود گردشگر خارجی با چالش روبهرو میکند فعال نبودن پروازهای فرودگاه است.
فرودگاه از با ارزشترين زيرساختهاي جوامع پيشرفته محسوب ميشود و به دليل برخورداري از پتانسيلهاي مختلف در رشد اقتصادي كشورها و كمك به ايجاد توسعه پايدار نقش مهمي در مناطق مختلف دارد. اما این مهم از جمله مواردی است که در همدان مغفول مانده است. پروازهاي محدود فرودگاه همدان در اين ميان بيانگر آن است كه توسعه پايدار در استان در هالهاي از ابهام و مرزي ميان بودن يا نبودنهاست. داستان توسعه فرودگاه همدان چند صباحي است دستخوش تحولات پروژهاي شده است.
صبح روز 25 آبانماه سال جاری استاندار همدان به همراه نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس و گروهی از مسئولان استانی با بازدید از فرودگاه همدان نظارت بر روند اجرایی پروژههای استانی را کلید زد.
استاندار همدان در نخستین بازدید خود از پروژههای عمرانی فرودگاه همدان را انتخاب کرد و در این بازدید روند اجرایی پروژههای فرودگاه از جمله تطویل باند فرودگاه، برج تکنیکال بلاک، ترمینال و مرکز آموزش هوانوردی را مورد بررسی قرار دادند.
افتتاح پروژه تطویل باند فرودگاه
محمدناصر نیکبخت در جریان این بازدید به پیمانکار تطویل باند فرودگاه تأکید کرد: باید ظرف یک ماه آینده این پروژه به بهرهبرداری برسد و پیمانکار باید از تمامی توان خود در این راستا استفاده کند.
وی حتی در این بازدید پیشنهاد داد: اگر در حال حاضر 2 شیفت کاری در این پروژه عملیات اجرایی را انجام میدهند این روند باید به 3 شیفت در شبانهروز برسد تا به ایام سرد سال در همدان برخورد نکنیم. ور در آن بازدید مقرر شد 25 آذرماه زمان بعدی بازدید از این پروژه باشد.
ترمینال حج عمره فرودگاه
با توجه به گزارشهای بازدید انجام شده اینگونه باید گفت که: برای توسعه کلی فرودگاه همدان 80 میلیارد تومان اعتبار نیاز است که 32 میليارد تومان آن در سفرهای هیأت دولت به تصویب رسیده و تاکنون نزدیک به 18 میلیارد و 500 میلیون تومان از اعتبارات ملی و یک میلیارد و 200 میلیون تومان از اعتبارات استانی برای آن هزینه شده است.
توسعه باند فرودگاه برای 3 سال آینده نیاز است و هماکنون این باند پاسخگوی پروازهای سبک از جمله فوکر خواهد بود. ترمینال قدیم فرودگاه برای برقراری پروازهای 300-600 در حال بهسازی است و هماکنون کار را بدون مجوز شروع کرده ایم که امیدواریم تا زمان اعزام حج عمره در تاریخ 5 دیماه به بهرهبرداری برسد.
به دنبال این بازدید در تاریخ 29 آبان 1392 در پایگاه خبر حج و زیارت عنوان شد که فرودگاه همدان به لیست ایستگاههای پروازی عمره پیوست. در تاریخ یاد شده جمعی از مسئولان سازمان حج و زیارت، شرکت فرودگاههای کشور و شرکت هواپیمایی ماهان از فرودگاه همدان بازدید کردند.
در این بازدید که با حضور حسن سرخوش مدیرکل پذیرش و اعزام سازمان حج و زیارت، حجتالاسلام اسماعیلی مدیر حج و زیارت استان همدان، دکتر نورا...زاده معاون راهبردی شرکت فرودگاههای کشور، مهندس سپاسی سرپرست عملیات حج شرکت فرودگاههای کشور و جعفرزاده مدیرکل امور حج شرکت هواپیمایی ماهان صورت پذیرفت، امکانات فرودگاه همدان برای برقراری پروازهای عمره مفرده مورد بررسی قرار گرفت.
حسن سرخوش مدیرکل پذیرش و اعزام سازمان حج و زیارت پس از بازدید از فرودگاه همدان ابراز امیدواری کرده بود که در برنامهریزیهای صورت گرفته توسط سازمان حج و زیارت، اولین پرواز عمرهگزاران همدانی به سرزمین وحی دهم دیماه 92 از فرودگاه این استان انجام خواهد گرفت و بدین ترتیب مشکلات ناشی از انتقال زائران این استان به فرودگاه تهران برای اعزام به عربستان مرتفع میگردد. این در حالی است که پیش از این پرواز زائران همدانی به سرزمین وحی از طریق فرودگاه بینالمللی مهرآباد انجام میگرفت.
پرواز با هواپیمای پهنپیکر
در ادامه پيگيري اجراي اين پروژه، مدير فرودگاه استان در گفتگو با همدانپيام میگوید: پس از تحقق اين وعده اين نخستينبار خواهد بود كه پروازهاي خروجي از اين فرودگاه با هواپيماي پهنپيكر در همدان به انجام خواهد رسيد.
علي كيخايي تأكيد میکند: فرودگاه همدان 9 ديماه نخستين پرواز خروجي خود به مقصد جده را به انجام خواهد رساند و با اين تفاسير انجام پروازهاي حج عمره از همدان در سال 1392 صددرصد خواهد بود.
وي همچنين ادامه داد: اجراي پروژههاي مطرح نيازمند اعتباري بالغ بر 700 ميليون تومان است كه تا به امروز با توجه به حمايت مسئولان استاني اين مبلغ تأمين شده است و پروژههاي اجرايي فرودگاه در حال حاضر 50 درصد پيشرفت فيزيكي داشته است.
مدير فرودگاه همدان از انجام 2 پرواز در تاريخ 9 و 14 ديماه به عنوان نخستين پروازهاي خروجي از فرودگاه همدان ياد كرد و گفت: نخستين پروازهاي ورودي زائران به همدان هم در تاريخ 19 و يا 20 ديماه به انجام خواهد رسيد.
وي همچنين گفت: پروازهاي ياد شده توسط هواپيماهاي پهنپيكر 240 نفره به انجام خواهد رسيد كه هر 5 روز يك بار نيز تكرار ميشود.
كيخايي يادآور شد: در حال حاضر 50 درصد بهسازي ترمينال قديم به انجام رسيده است و پيشبيني ميكنيم اين سالن 10 روز زودتر به انجام برسد و تا 20 روز ديگر اين سالن آماده بهرهبرداري شود.
كيخايي در زمينه رايزنيهاي پروازي همدان و تهران نيز گفت: تلاش ما بر اين است كه قبل از پايان سال پرونده پروازها بسته شود و همدانيها بتوانند اين پرواز را از همدان به مقصد پايتخت تجربه كنند. گويا تا به امروز مسئولان استاني با 3 ايرلاين وارد مذاكره شده است كه نتايج نهايي در اين مذاكرات به انجام اين پرواز با يك ايرلاين ختم خواهد شد.
مدير فرودگاه همدان همچنين گفت: در حال حاضر فقط شركت سياحتي عليصدر پاي كار چارتري پروازهاي استان است و اميدواريم بتوانيم در آينده نزديك با حمايت مسئولان استاني مذاكرات را به نتيجه برسانيم.
وي تأكيد كرد: تا به امروز 15 ميليارد ريال اعتبار براي پروژههاي Airsid فرودگاه تأمين و تزريق شده است اين پروژهها در سطوح ميادين پروازي در حال اجرا است.
كيخايي در ادامه به تكميل تجهيزات، چراغهاي باند و خطكشي باندهاي فرودگاه نيز اشاره كرد و گفت: در حال حاضر 25 ميليارد ريال هزينه به خود اختصاص داد نيز تأمين شده است.
كيخايي در زمينه تجهيزات مورد نياز فرودگاه همدان در زمستان (DICE) نيز گفت: استعلامات لازم در اين زمينه انجام شده است و پيشبيني ميشود با توجه به كمك هزينه استاندار به اين مورد مراحل خريد اين تجهيزات حداكثر تا يك ماه آينده به انجام برسد با اين تفاسير ميتوان گفت: ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا فرودگاه همدان كه از جمله پايانههاي مهم حمل و نقل در غرب كشور ميتواند باشد در آيندهاي نهچندان دور به صورت مداوم فعال شود.
نویسنده : مریم مقدم

صبح الوند - البته فارغ از هزینه و زحماتی که برای ساخت پلهایی مانند پل شریعتی، خواجه رشید و تختی، پژوهش و ... کشیده شده است و این شهر با توجه به ساختارش نیازمند احداث آن است اما نوع ساخت برخی از این پلها انتقاداتی را هم به دنبال داشت.
چرا که بعضاً گفته میشود که ساخت این پلها ترافیک برخی نقاط شهر را به کوچه و پس کوچهها سوق داده است که علاوه بر کلافگی مردم و رانندگان نارضایتی مالکان و ساکنان این مناطق را هم به دنبال داشته است.
برای مثال ساخت پلی مانند پل شریعتی در روانسازی ترافیک این مسیر تأثیر داشته است و با حذف چراغ در مسیر مهدیه به میدان امام از معطلی مردم و رانندگان کاسته شده اما به کارگیری قندیلهایی در زیر این پل در 2 ماه اخیر به نوبه خود توی ذوق مردم و رانندگان زده است البته مسئولان متولی دلیل این کار را روانسازی ترافیک در میدان شریعتی عنوان میکنند اما این در حالی است که مسیر خوردوهایی که از آرامگاه قصد رفتن به مهدیه را دارند به کوچه پس کوچه های شهر سوق یافته است که این امر نارضایتی مردم و رانندگان را به دنبال داشته و مسئولان متولی در پاسخ به این نارضایتی معتقدند که اجرای هر طرحی مخالفان و موافقان خاص خود را دارد، بنابراین رفتار ترافیکی مردم باید اصلاح شود چراکه تغییر همواره برای مردم سخت بوده و به طور معمول در برابر تغییر و تحولات مقاومت نشان میدهند!
در حالیکه خیابانهای کمعرض همدان و از طرفی افزایش تعداد خودرو، اشباح گذرگاهها از وسائل نقلیه و افزایش روز افزون جمعیت شهر همواره بیانگر آن بوده است که همدان برای رفع مشکل ترافیک نیازمند ساخت پلهای کارشناسی شده و احداث پارکینگهای متعدد است.
و به مرور میتوان اینگونه پیش بینی کرد که برخی از محله عملاً به پارکینگ و محل تردد خودروها شخصی و تاکسیها تبدیل میشود که علاوه بر تجاوز به حقوق ساکنان میتوان گفت در کاهش قیمت منطقه و املاک هم تأثیر داشته است.
و در این میان مردم همچنان تاوان برخی طرحهای اشتباه و بیبرنامگی مسئولان را میپردازند.
ما ساکنان این شهر میدانیم که اغلب در ساعات صبح، ظهر و عصر حجم ترافیک در شهر همدان خودش را به رخ میکشد و طولانیتر شدن صف خودروها حکایت از ضعف جدی در مدیریت شهری و ترافیک همدان دارد، رفع نقاط پر ترافیک در سطح شهر همدان بسیار زمانگیر است و بعضی اوقات وقتی تصمیمی برای بازگشایی گرههای ترافیکی گرفته میشود این مشکل حادتر شده و بهبود نمییابد.
وجود گرههای ترافیکی در تقاطعهای منتهی به بخش مرکزی شهر و استقرار كاربري تجاري در محورهاي اصلي موجب ترافيك در اين محورها شده است.
کمبود پاركينگ مناسب موجب توقف اتومبيلها در خيابانهاي فرعي شده است، نبود تأمین پارکینگ برای کاربریهای عمده مانند اداره، بیمارستان و میدان میوه و تره بار و ...ترافیک در این مسیرها را دوچندان میکند.
در این میان بافت فرسوده شهر همدان و بویژه عمر 70 ساله خیابانهای منتهی به مرکز و میدان اصلی شهر همدان از عوامل تأثیرگذار در افزایش ترافیک به شمار میرود.
با این حال پدیده ترافیک، معضلی نو و تازه نبوده، بلکه بیتوجهی به این معضل و ارائه طرحهای بلند مدت و اتکا به طرحهای مقطعی موجب گسترش این روند نامعقول و هدر رفت وقت مردم شده است.
در آخرین جلسه شورای ترافیک شهر همدان نیز نکات قابل توجهی از سوی مسئولان مطرح شد از جمله اینکه هومن آل نوری مدیر پروژه ساماندهی میدان بوعلی سینا و اثربخشی تقاطعهای غیرهمسطح تختی و شریعتی در بررسی که معابر ورودی و خروجی آرمگاه بوعلی و تقاطع پاستور انجام داده بود مطرح کرده بود که فازبندی نامناسب چراغهای راهنمایی، سرعت بالای خودرویها ورودی به آرامگاه، وجود رویکردهای مستقیم کنار گذر مقاطعهای غیرهمسطح، طرح مهندسی نامناسب دوربرگردانها، نبود جانمایی مناسب ایستکاه تاکسی در ابتدای معابر، نبود کنترل مناسب ورود به محدوده طرح ترافیک و امتداد صف چراغ راهنمایی تقاطع پاستور تا آرامگاه از مشکلات محدوه میدان بوعلی به شمار میآید.
آل نوری گفته بود: پس از بررسیهای لازم به این نتیجه رسیدیم که باید خیابان پاستور به سمت تقاطع پاستور و خیابان بینالنهرین به سمت آرامگاه بوعلی یک طرفه شود تا کمی از بار ترافیکی آرامگاه کاسته شود.
ترافیک شهر همدان نسبت به گذشته روانتر شده است
ریئس پلیس راهنمایی و رانندگی استان در گفتگو با خبرنگار ما از روان شدن ترافیک شهر همدان سخن میگوید.
حسین طلایی معتقد است: پلها در روانسازی ترافیک مسیرهایی که احداث میشوند تأثیر دارند طراحی برخی پلها به نحوی است که گره ترافیکی و توقفی در آن تقاطع به وجود نمیآید و مسلماً ترافیک در آن قسمتها روانتر است.
وی می گوید: در برخی مکانها مانند تقاطع خواجه رشید تغییراتی هم در زیر پل با کمک شهرداری ایجاد شده است که زمان را حذف کردیم کسانیکه در این مسیر اصلی حرکت میکنند دیگر پشت چراغ نمیمانند و تردد در این مسیر روانتر شده است.
به هر حال در آن قسمتهایی که پل احداث شده ترافیک نسبت به گذشته روانتر شده است.
به اعتقاد طلایی ترافیک مانند جریان آب روان است اگر جلویش باز شود تردد جاری میشود و در قسمت دیگر که جلوی آن بسته باشد تراکم و توقف آن قسمت بیشتر میشود مانند اینکه در حال حاضر تقاطع خواجه رشید و تختی را پل زدیم، تردد در این قسمتها روانتر شده و زودتر به میدان آرامگاه میرسند در میدان آرامگاه به هر حال ما یک نقطه و گره ترافیکی را همیشه شاهد هستیم .
البته این روند مانع از این نمیشود که ما این تقاطعها را به صورت همکف اجرا نکنیم همان قسمت هم که روان میشود درصد قابل توجهی از مردم که وقتشان پشت این چراغها تلف میشد و پشت چراغ میماندند.
طلایی در مورد کشیده شدن ترافیک به کوچه پس کوچهها میگوید: کسانیکه مسیرشان در این قسمتها است بالاخره از یک مسیری باید تردد کنند البته تعداد اندکی به معابر فرعی، مانند کوچه کشیده میشود که باید تردد در آنها جریان داشته باشد اینکه ما معابر فرعی را در جریانات ترافیکی بخواهیم نادیده بگیریم بخواهیم تردد را به هر نحوی در این معابر ممنوع کنیم اینگونه نیست به هر حال آنها هم یک سری معابر شهری هستند و تردد باید در در این مسیرها جریان داشته باشد هرچند با توجه به آن ظرفیت و عرض معبری که وجود دارد مسلماً ترافیک درایم مکانها کمتر مشاهده میشود.
وی در مورد یک طرفه شدن خیایان پاستور هم توضیح داد: برای این خیابان طرحهایی در نظر گرفته شده است که در حال کارشناسی است هر کدام که به صلاح مردم باشد و بهتر بشود موارد ترافیکی را در آن لحاظ کرد اجرا خواهد شد.
طلایی در مورد طرح خیابان بوعلی و اکباتان هم میگوید: با توجه به شروع کار شورای چهارم، نظر اعضای شورای ترافیک هم بر این بود که این طرح فعلاً برداشته شود و در آینده مجدداً در این باره تصمیمگیری خواهد شد.
در احداث برخی پلها از ما نظر نخواستند
طلایی در خصوص پیاده راه شدن میدان امام(ره) اینگونه اظهار نظر کرد: میدان حضرت امام(ره) از لحاظ تداخل عابر پیاده و خودرو میدان بینظمی است که هیچگونه ساماندهی ندارد، بنابراین فلسفه اجرای طرح پیاده راه همین بود که به هر حال نظمی به میدان امام(ره) داده شود و تردد عابر و خودروها در این مسیر ساماندهی شود.
البته تاکنون اجرا نشده مسلماً باید طرحهای دیگری مطرح شود چون وضعیت میدان امام(ره) نابسامان است و مورد انتقاد ما هم هست.
وی با بیان اینکه برای احداث برخی پلها از راهنمایی و رانندگی نظر خواهی نشده است، دلیل آن را متولیان شهرداری بیان کرد متولی که در زمان شهردار سابق این نظرخواهی انجام نشد.
با این حال در زمینه مشکل ترافیک شهر همدان اظهار نظرهای مختلفی میشود برخی از صاحب نظران کمبود پارکینگ در سطح شهر را علت اصلی گسترش ترافیک عنوان میکنند؛ در حالی که برخی از کارشناسان نیز از نبود فرهنگ استفاده از پارکینگهای موجود خبر میدهند.
البته برخی نیز معتقدند حتی در صورت احداث پارکینگ به طور حتم حجم ترافیک 100 درصد کاهش نمییابد؛ چراکه باید در کنار اجرای طرحهای عمرانی فرهنگ مردم در استفاده از سرویسهای حمل و نقل عمومی و رعایت مقررات و ضوابط راهنمایی و رانندگی افزایش یابد.
به طور حتم شهروندان هم با استفاده از خودروهای عمومی و خودداری از آوردن خودروهای شخصی به مراکز تجمعی و شلوغ میتوانند در کاهش بار ترافیکی سهیم باشند.
البته تا زماني كه اعطاي مجوزهاي بيرويه برجسازي یا پاساژ در حاشيه خيابانهاي شلوغ ادامه دارد و تا زماني كه به جاي ساخت پاركينگ طبقاتي از كوچه پسكوچهها و مقابل منازل مسكوني استفاده ميشود و نيز تا وقتي كه طرحهای غیر كارشناسانهاي چون مسدود كردن خيابانها و بازگذاشتن كوچه موازی آن براي ورود به ميدان اصلي شهر در دست اجرا است قطعاً وضع به همين منوال است و به جاي بهبود اوضاع به دليل افزايش جمعيت و خودرو شاهد شرايطي بسيار بدتر از اين خواهيم بود.
و باید دید که در کنار بازگو کردن چندین باره این موضوعات به راستي ضعف كار كجاست كه با وجود ساخت پلهای جدید در شهر همدان با هدف کاهش بار ترافیکی شهر همدان انتقاد از مشكلات شهري همواره وجود دارد.
طرح پيادهراه در رينگ اول شهر به عنوان يك مصوبه قديمي و پیادهراه شدن میدان امام در آینده بايد تکلیفش مشخص شود نه اینکه با اجرایی نکردن آن هر از گاهی بار ترافیکی این مسیر به خیابانهای مجاور منتقل و شرایط بدتر شود.
از سوي ديگر ضعف مديريت شهري در سامانبخشي به مشكل تردد خودروها و جانمايي پاركينگهاي طبقاتي به تضييع حقوق مردم منجر ميشود.
کارشناس برنامهریزی شهری و گردشگری:
شرایط ترافیکی همدان ایدهآل نیست
یک کارشناس برنامهریزی شهری و گردشگری معتقد است: شرایط ترافیکی همدان متأسفانه شرایط ایدهآلی نیست و این امر میتوانند دلایل مختلفی داشته باشد.
دکتر محمد رحمانی در اینباره اینگونه توضیح میدهد که شکل ترافیک در همدان وابسته به شکل شهر است و همه چیز متمرکز به بخش مرکزی شهر میشود به این ترتیب وقتی بخش مرکزی از رینگ حمل و نقل ترافیک خارج میشود رینگ بعدی همین مشکلات را خواهد داشت.
به اعتقاد وی اقدامات ترافیکی که در حوزه فعالیت عمرانی شهرداری است و به عنوان سیاستها و استراتژی توسعه حمل و نقل و ترافیک شهر مد نظر بوده ناقص است مثلاً تقاطعهای غیر همسطح که احداث شده است یک لوپ کامل نیست یعنی ترافیک از نقطهای به فاصله خیلی کمتری انتقال پیدا میکند و گاهي در مسیر خودش با گرههای متعددی مواجه میشود و میتوان گفت خیلی از اقدامات انجام شده در این بخش دارای پشتوانه مطالعاتی و پژوهشی نبوده است.
در حالی که در دنیای پیشرفته قبل از احداث یک پروژه یا قبل از فعالیت عمرانی طرح را مطالعه میکنند نه پس از اینکه کاری انجام شد بررسی شود کار صورت گرفته درست بوده یا غلط چون با این روند سرمایههای موجود شهر را از بین میبریم.
خود متولیان امر در این بخش هم میدانند که حتی گاهی برخی از تقاطعهایی که زده شده میتوانست با یک اصلاح هندسی درست شود یعنی ما هزینه کمتر کنیم بهرهبرداری بیشتری داشته باشیم که البته به نظر میرسد خیلی به این بخش هم توجه نشده است.
همچنین گاهی دیده میشود که شرایط فیزیکی تقاطعهای احداث شده مغایر با طرح تفضیلی شهر است.
البته بخش دیگر مشکلات ممکن است فرهنگی باشد یعنی نیازمند آموزش شهروندی هستیم هم راننده هم عابر پیاده اینگونه قانون و مقرارت را بشناسند که در این زمینه گاهي مشاهده میشود که مشکلات متعددی وجود دارد خیلی از فرهنگ ترافیکی در جامعه شهروندی همدان دارای سطح ایدهآلی که ما میخواهیم نیست.
بخش دیگر مدیریتی است که باید مد نظر باشد پلیس در بخش ترافیک تنها پلیس جریمه نیست یعنی خود پلیس باید آموزش ببیند چراکه پلیس اول، پلیس راهنمایی و رانندگی است سپس پلیس جریمه.
ما نباید فکر کنیم که تنها با اعمال قانون جریمه میتوان ترافیک را مدیریت کرد بنابراین در این بخش هم نیازمند مطالعه هستیم که خود دستگاه راهنمایی و رانندگی به چه الزامات و ملزوماتی نیاز دارد و چه امکاناتی باید فراهم شود.
به عقیده من بیش از هر موضوع دیگری به بحث ترافیک باید فرهنگی نگاه کرد، اما این فرهنگی بودن هم شامل فرهنگ ترافیکی پلیس و هم فرهنگ ترافیکی شهروندان میشود.
اما دستگاههای فرهنگی هم باید در این زمینه وارد شوند و در واقع نیازسنجی و امکانسنجی شود.
البته بخشی از مشکلات ترافیکی شهر به نحوه توسعه شهر هم بازمیگردد و نیاز به داشتن نگاه تخصصی به این موضوع یکی دیگر از ضرورتهایی است که از گذشته خیلی به آن توجه نشده است.
هرچند نباید از این نکته هم غافل بود چرا كه هر جایی که به مشکل بر میخوریم توپ را در زمین مردم میاندازیم در حالی که مسئول کسی است که مورد سؤال واقع میشود و این فرهنگ ترافیکی زاییده نوع مدیریت ما در شهراست یا اینکه بخش اعظم رفتار ترافیکی مردم زاییده نوع تفکر ماست شما فکر نکنید اگر زمانی یک عابر پیاده از چراغ قرمز عبور میکند معنیاش این است که او نمیفهمد که چراغ قرمز یعنی چه. او به نوعی با سیستم مدیریت شهری در این بخش مخالف میکند.
اما این روش غلط است که هر زمان اگر صحبتی در خصوص موضوعی میشود میگویند بیایم مردم را آموزش بدهیم در حالی که آیا وقت آن نشده کسانی که متولی هستند و رفتارهای ترافیکی مردم را مورد سؤال قرار میدهند خودشان هم به آموزش نیاز دارند.
پس آنها هم علامه دهر نیستند باید قبول کنیم توسعه پایدار در این بخش نیاز به آموزش همه جانبه دارد همه با هم باید در این بخش آموزش ببینیم.
یا اگر میگوییم بخش مرکزی ما میخواهد پیاده شود که باید هم اینگونه شود به نظر میتوان با اصلاح هندسی تکلیفش این قسمت را روشن کرد خیلی احداث پل در ورودی رینگ بخش مرکزی شهر به نظر منطقی نمیآید این موارد از دیدگاه من هزینههای غیر منطقی است که ممکن است از دیدگاه دیگران خیلی هم مفید باشد.
وقتی طرح تفضیلی شهر گفته است که دسترسی این خیابان پیاده شود و قبلاً هم تمرین شده و بسته شده است دوباره اصرار داریم با یک اشتباه دیگر این خیابانها را به جهت برخی موارد خاص باز میکنیم ضرر آن به مردم میرسد.
درست است نبض اقتصادی شهر در بازار میتپد ولی بازار را میتوان با دسترسی پیاده برای آن شرایط ایدهآلتر و بهتر از سواره بودن ایجاد کرد و این مکان را اقتصادیتر کرد، اما باید در مورد آن به خوبی فکر و مطالعه کرد نباید این نگرانی برای بازاریها در این چند خیابان اصلی به وجود بیاوریم که اگر این خیابانها بسته شود شرایط مثلاً درآمدی و کسب و کار آنها مختل میشود و یا آسیب میبیند اتفاقاً من معتقدم که اگر چنانچه برنامه مناسبی با شرایط دسترسی پیاده برای این 6 خیابان با کار مطالعاتی خوب که قابلیت اجرایی داشته باشد انجام شود شرایط بازار در صورت دسترسی پیاده به مراتب بهتر از سواره خواهد بود اما متأسفانه مردم و برخیها که از مردم میخواهند سوء استفاده کنند این موضوع را غلط میفهمانند و میخواهند خودشان را در جامعه مطرح کنند که خیلی کار جالبی و رفتار انسانی نیست.
نویسنده : اکرم چهاردولی

به گزارش صبح الوند، ابراهیم امینیفرد گفت: ساخت و تكميل مدارس در سايتهاي مسكن مهر از راهبردهاي دولت در استان است.
وی اظهار داشت: از محل تفاهمنامه بین وزارت راه و شهرسازی با اداره کل نوسازی مدارس استان مقرر شده در مجموع پنج مدرسه در محل مسکن مهر همدان ساخته شود.
مدیرکل نوسازی و تجهیز مدارس استان همدان افزود: از بین این تعداد چهار مدرسه تاکنون 42 درصد پیشرفت داشته است.
وی تصریح کرد: این تعداد مدارس یکی در همدان، دو مدرسه در ملایر، یک مدرسه در تویسرکان و یک مدرسه باقی مانده در نهاوند است.
امینی فرد خاطرنشان کرد: با توجه به مشکلاتی که در مسکن مهر داریم اداره نوسازی مدارس از محل اعتبارات ملی خود اقدام به ساخت پنج مدرسه در همدان کرده است.
وی یادآور شد: از این تعداد مدرسه یک مدرسه در شهرک مدنی و دیگری در شهرک بهشتی است که تاکنون به پیشرفت 85 درصدی رسیده است.
مدیرکل نوسازی و تجهیز مدارس استان همدان در پایان سخنانش گفت: برای سال تحصیلی آینده، مدرسه در حال احداث در شهرک بهشتی، آماده افتتاح میشود.

به گزارش صبح الوند به نقل از تابناک، وقتی به طبقه نهم بیمارستان ساسان تهران میرسی، انگار در حریم روزهای دفاع مقدس وارد شدهای و هر آنچه نادیدنی است، آن بینی. وقتی به اتاق ۹۱۲ رسیدیم، خاکریزی را دیدم که چند رزمنده عاشق در آن با هم شوخی میکردند؛ آری شوخیها، همان شوخیهای زمان جنگ بود.
آقای مرادی شما هستید؟
حاج اصغر تخت سمت چپی را که آقا مجید مرادی با لوله اکسیژن روی آن آرمیده بود، نشانم داد و خودم را معرفی کردم.
آقا مجید با همان لبخند مهربانش کمی خود را به عقب کشانید و نشسته مصافحهای گرم با هم کردیم و با اجازه حاجی صندلی پلاستیکی کنارش را اشغال کردم. پس از احوال پرسی ضبط را از جیبم بیرون آوردم و آقا مجید شروع کردند:
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی لاتکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا (خدایا به آنی و کمتر از آنی ما را به خودمان وامگذار)
مجید مرادی متولد ۱۳۴۶ همدان و جانباز ۲۵ درصد که به دلیل عوارض شیمیایی بارها بستری شدهام و دانشآموخته رشته سینما و عکاسی هستم.
هنگامی که نوجوان پانزده، شانزده ساله بودم، رفتم جبهه. نمیدونم چطور شد پام به جبهه باز شد و نمیدونم چجوری شد که در کمال ناباوری همه چیز تمام شد.
مسئولیتهایی که تو جبهه داشتم، اولین مسئولیتم تقسیم و خشک کردن نان بود. جنگ که تمام شد، مسئول تسلیحات یک گردان و یک جورایی معاون گردان شدم.
سالهای دفاع مقدس بهترین سالهای عمرم بود؛ سالهایی که هیچ وقت نمیتوانم فراموشش کنم، سالهایی که باهاش هر روز دارم زندگی میکنم و سالهایی که همه چیزم رو مدیون اون موقع هستم.
دوستای خوب، فضای خوب زندگی برای خدا... (سکوت) نمیدونم تمام شد در کمال ناباوری تمام شد!
ای کاش من هم یک پروانه بودم
توی اون سالها غیر از یک مقطع چهار ماهه که کار هنری کردم، در جبهه بقیه رو گردانهای رزمی بودم. از زمانی که از خانه فرار کردم برای اینکه ردمو نزنند از لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب (ع) قم اعزام شدم. هر بار مجروح شدم، پامو نذاشتم تو شهرم که اگر پدر و مادرم بفهمند نگذارند دیگه برم. کار تخصصیام تخریبچی و غواصی بود. تو یک مقطعی با چند تا از بچهها تصمیم گرفتیم گروه موزیک لشکر انصار الحسین (ع) همدان را راه بیندازیم.
جرقه این کار از آنجا زده شد که روزی بچههای گروه موسیقی همدان به جبهه آمده بودند و من و یکی از بچهها رفتیم و در کنار آنها ساز زدیم و قرار شد که یک گروه موسیقی راه بیندازیم و به لطف خدا و شهدا این کار را کردیم که در روحیه بچهها خیلی اثر داشت. شرط کرده بودیم در همه عملیاتها باشیم، چون ما تخریبچی بودیم و به وجودمان نیاز بود.
در این مدتی که در جبهه بودم (۶۲-۶۷) خدا لطف کرد و چند تا از مجروحیتهایم شیمیایی بود. فاو، حلبچه، شلمچه و خرمشهر. البته خیلی کم استنشاق کردم، چون اگر از حد متوسط به پایین هم خورده باشم، الان باید شهید شده باشم ولی تو دراز مدت تأثیرات خودش را میذاره.
دلتنگیهای باران
جنگ تمام شد. یک روزی گفتند جمع کنید و برید. نمیدونم ما چرا تبعید شدیم؟ چه میوه ممنوعهای خوردیم؟ ما بچههای بسیجی وقتی میآمدیم مرخصی، میخواستیم گریه کنیم. خیلی اگر میماندیم ۴۸ ساعت بود.
بالاخره تا ۱ ۵/۷ /۶۷ هم بودیم؛ یعنی دو ماه و نیم بعد از قطعنامه و آمدیم با هزار و یک دلتنگی و با یک عالم دوست که اونجا گذاشتیم و اومدیم. با اون فضاهایی که امروز بیشتر به افسانه شبیهاند؛ یعنی یه جورایی احساس میکنم قصه بسیج و بسیجی مثل قصه اصحاب کهف شده. امروز حرفامونو دیگه نمیخرند.
بعضی وقتها متهم میشیم به اینکه داریم توهم میزنیم. مگه میشه یه اتفاقی اینجوری باشه... من میگم آدمهایی که اونجا بودن، رنگ دلشون مثل رنگ لباس شما بوده. امروز چقدر پیدا میشه؟!
یکی مثل شهید باکری کجا را سال ۶۱ میبینه که سال ۶۳ وصیت نامهاش مییاد و بسیجیها رو به سه دسته تقسیم میکنه و همان موقع آرزو میکنه که بچهها بیایید دعا کنیم شهید بشیم و اون روزها رو نبینیم. بالاخره شد. دنیای بداخلاقی قبل از ما بوده با ما هست انشاالله بعد از ما نباشه.
خلاصه آمدیم و روی آوردیم به موسیقی جنگ که یک جوری بشه خودمونو تخلیه کنیم. نمیشد، نمیدونم گیر کار چی بود. یک روز تو همدان داشتم رد میشدم. دیدم تابلو زدن انجمن سینمای جوان هنرجوی عکاسی میپذیرد. شد سرآغاز تولد من. رفتم دوره و با نمره ۱۰ از ۲۰ قبول شدم. استادم میگفت: نمره شما ۸ بود قبولت کردم دوباره پول ندی.
سال ۶۸ بود که شنیدم بچههای لشکر همدان جمع شدند و میخواهند از دلتنگیها و دلگرفتگیهایشان بروند منطقه. من هم دوربینی فراهم کردم و باهاشون راه افتادم. با بچهها رفتیم و سرآغاز دلتنگیهای باران از آنجا شروع شد. ده فریم عکس گرفتم. دو روز آنجا بودیم و سعی کردم جاهایی که خودم بودم عکس بگیرم. مثلاً پادگان شهید مدنی (جاده شوشتر)، سکوی چادرمان، کانتینر تسلیحاتی گردان، جایی که لباس غواصیمان را میگرفتیم، توی تبلیغات و... .
خلاصه بعد از دو روز برگشتیم و رفتم وام گرفتم و یک دوربین خریدم. یک مقدار فیلم دست پیچ رول سینمایی مهیا کردم (پول نداشتم فیلم حرفهای بخرم) و حکمی هم از سپاه همدان گرفتم و رفتم منطقه جنوب.
موضوعی را شروع کردم به نام نشانهشناسی دفاع مقدس شامل آخرین سنگر، آخرین خاکریز، آخرین دیوارنویسی و از هر چه که از رزمندهها به جا مونده بود.
رفتم شلمچه همه چیز سر جاش بود، فقط رزمنده نبود. من ماندم و یک ماه و نیم آنجا تنها. هفت روز اول نه آبی و نه غذایی. میگشتم ببینم چی پیدا میکنم. باور کنید نه تشنه میشدم و نه گرسنه. در اصل یک شلمچه بود و یک مجید مرادی و خدا. شروع کردم به عکاسی.
فرمانده سپاه آبادان یک روز که از آنجا رد میشد، آمد سراغ من. اول فکر میکرد که دارم از مرز فرار میکنم اما وقتی دوربین و تجهیزات را دید و پرسید، گفتم اومدم عکاسی و گفت: مگه دیوونهای، گفتم: دلم تنگه و... .
خیلی کمکم کرد. ماشین و غذا و آب بهم داد و چون اون موقع امنیت نبود، سلاح هم به من داد و گفت بمان و کارت را بکن و همچنین یک موتور و کلی بنزین هم برای رفت و آمدم گذاشت. یک ماه و نیم آنجا بودم. آمدم آبادان و گفتم میخواهم بقیه جاها را هم کار کنم و هماهنگ کرد و جزیره مینو و دهانهام الرصاص را هم عکاسی کردم. (محل عملیات کربلای ۴) از سرباز عراقی که پشتش به من بود هم عکس گرفتم.
حدود ۱۲۰ فریم عکس شد. این پروژه شروع شد. امروز ۲۰۴ فریم عکس شده. ۲۴ سال ۲۰۴ تا عکس، غرب و جنوب هر جا گفتند یک چیزی از رزمندهها مونده من رفتم و عکس گرفتم. ۲۹ تا از عکسها را سوم خرداد سال ۶۹ در نمایشگاه انفرادی عکسهایم به نمایش گذاشتم. عکسها تو حوزه هنری همدان بود. وقتی رفت تو سایت، کشور را ترکاند و انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس من را خواست و نگاتیوها را دادم و کل عکسها را هدیه کردم. شاید یک روزی اگر میخواستند اینها را بخرند، قیمت خیلی خوبی بهش میدادند ولی من دلمو نمیفروشم. عکاس جماعت که اینجوری نیست، با دلش زندگی میکنه حالا اگر بسیجی هم باشه حال و هواش معلومه.
تدریس عکاسی البته با یک روش جدید
از سال ۷۲ شروع کردم به تدریس عکاسی، البته با یک روش جدید. در حین تدریس به عنوان کار عملی مثالهای خود را در تکنیکهای مختلف از روی عکسهای دفاع مقدس بیان میکنم مثلاً موقع تدریس تکنیک عمق میدان از روی کتابهای عکس دفاع مقدس توضیح میدهم در صورتی که خیلی عکس از عکاسان بزرگ دنیا هست، ولی من اینو میگم که بدونند آسایش و امنیت شما مدیون فداکاری اینهاست، به ویژه اونهایی که شهید شدند و در درجه دوم جانبازان و به طور خاص شهید گمنام.
به شاگردها میگم خوبه که اولین چیزی که یاد میگیرید، با اینها شروع بشه. عکسهای دلتنگیهای باران من پر از تکنیکه و این از یه عکاس که چهار ماهه عکاسی رو شروع کرده و با نمره ۸ قبول شده بوده بعیده. اینه که همه جا گفتم اینها اسماً برای منه ولی مالکیت مال خودشونه. اونا همه چیز رو هدایت کردند. قاب رو اونا بستند و یک منت گذاشتند و گفتند بچه دگمه (دکلانشور ـ Déclencher) را فشار بده و کلیک کن.
کتاب شبهای ساسان
از سال ۸۵ تا ۸۹ پنج بار در بیمارستان ساسان بستری شدم و اینجا بچهها همه صمیمیاند و انگار سالهای دفاع مقدس برگشته در بیمارستان و یک کتاب در اینجا نوشتم به اسم «شبهای ساسان» البته به لطف شهدا.
این کتاب شامل خاطرات من در کودکی ـ دفاع مقدس ـ و روزهایی که در بیمارستان ساسان گذرانده بودم میشه. به لطف خدا کتاب به شدت گل کرد و به سرعت فروش رفت و یک نمایشنامه رادیویی هم از آن درست شد و در رادیو نمایش پخش شد و کتابی که سال ۹۱ چاپ شد تا به حال کلی رتبه و امتیاز آورده است.
طراحی کتاب عین دفتر خاطرات زمان جنگ شده، طوری که احساس میکنید یکی از همان دفاتر به دستتان رسیده و نمایشنامه رادیویی این کتاب هم اولین مستند اقتباسی در حوزه دفاع مقدس بود که رتبه الف گرفت که هر چه بود لطف شهدا بود.
شهید رو بردیم زندان و چه انقلابی شد!
پروژه شهید گمنام در همدان این طوری راه افتاد که با بچهها قرار گذاشتیم (گروه خادم الشهدا) شهدای گمنام را ببریم گردش تو شهرستانها و روستاها و مردم میآمدند برای زیارت و من هم خادم عکاسی بودم و امضای عکسهایم به نام خادم الشهدا بود و دنبال فرهنگ بسیجی ناب بودیم، یعنی همان که حضرت امام همیشه میگفت: بسیج لایهاش در گمنامی است زنده بشه. جنبش خادم الشهدا خیلی خوب شروع شد و امروز خیلی از هنرمندان ما با امضای خادم الشهدا کار میکنند.
امسال که شهدای گمنام آمدند، با بچهها تصمیم گرفتیم یک شهید رو ببریم زندان همدان، جایی که هیچ کس فکر نمیکرد. آدمهای اونجا به هزار و یک دلیل گرفتار شدند که انشاءالله همهشان را خدا نجات بده و متنبه بشوند ؛آنهایی که بد اخلاقند گرچه امروز بد اخلاقی این مملکت رو با جاش برداشته که انشاءالله خدا اول ما رو هدایت کنه و بعد آدمهای بد اخلاق رو.
شهید رو بردیم زندان و چه انقلابی شد! اون همه آدمی که دلشون تنگ بود شهید گمنام رو زیارت کردند. حیف نگذاشتند با دوربین خودم عکاسی کنم و اصلاً قرار نبود من عکاسی کنم بلکه قرار بود چشم منو باز کنند نسبت به یک موضوعی. چه ارادتی داشتند اون آدمها، چه حال خوبی بود، چه زندگی قشنگی بود، اصلاً درهای بهشت اونجا باز شد. اینها فقط برای اینکه دستشون برسه به تابوت شهید گمنام خودشونو میکشتند، حالا تو اون لحظهای که دستشون به تابوت شهید خورد... .
نمیدونم من میگم هر وقت که من میرم فکه یا شلمچه احساس میکنم این جمله را: «اینجا نقطه اتصال آسمان و زمینه» من تو زندان اینو احساس کردم که اینها اتصال پیدا کردند. وقتی دستشان به تابوت میخورد عوض میشدند، دنیاشون یه چیز دیگه میشد. با حال خوب اونها حال ما خراب شد و نشستیم زار زار به گریه کردن که بابا عجب جایی بود اینجا.
من اسم ویزور یا همان روزنه دید را گذاشتم پنجره مقدس
تصمیم گرفتم دوره فشرده دو روزه آموزش عکاسی را راه بیندازم که در اصل پانزده ساعت بود. آمدم از طریق بسیج شروع کردم چون اعتقاد دارم بسیج همواره باید پرچمش بالاترین جاها باشه. بسیجی که حضرت امام پایهگذارش بوده است. بسیجی که لایه و هویتش در گمنامی است. این کار با سختیهای فراوان و بد اخلاقیهای بعضیها شروع شد و من در استان همدان در هر شهرستانی یک دوره ۴۸ ساعته برگزار کردم. عکاسی به شکل حرفهای و آکادمیک با تمام قواعد و تکنیکها و به صورت فشرده ولی کامل، سه ساعت هم راجع به جنگ نرم و موضوعاتی مثل مواظب بودن بچهها درباره تک تیراندازهایی که در فیس بوک هستند و غرور کاذب برای بچهها درست میکنند و یک چیزی از همه مهمتر «برای خدا عکاسی کردن»
من اسم ویزور یا همان روزنه دید را گذاشتم پنجره مقدس و یک جملهای عکاسانه دارم: چشمانت را به قاب مقدس بسپار تا ثبت کند چیزی را که دیگران بیتفاوت از کنارش میگذرند.
حالا وقتی برای خدا عکاسی کنی به تمام دنیا میرسی. در واقع اگر برای خدا کار کنی چشم سوم تو باز میشه و به اون هویت میرسی. ما عکاسان چیزی خلق نمیکنیم فقط ثبت میکنیم، چون خدا خلق کرده و حالا وقتی برای رضای خدا کار کنی، پنجرههای دنیا برات باز میشه و آنچه نادیدنی است بینی.
آموزش در هفت شهرستان برگزار شد و آزمون کتبی با ۳۷ سوال تشریحی گرفتیم و بعد از ظهر آزمون عملی در گلزار شهدای هر شهرستان برقرار میشد.
نزدیک سیصد تن در کل استان آموزش دیدند و کارت پایان دوره دریافت کردند. نزدیک جشنواره عکس بسیج شده بود و بچهها شروع به عکس فرستادن کردند. عکسهای خیلی خوبی آمد و من و دو داور دیگر به دلیل بالا بودن سطح آثار ملاک داوری را استانی نگذاشتیم بلکه کشوری ارزیابی کردیم. در صورتی که طول عمر عکاسی شرکت کنندگان به غیر از بعضیها کمتر از سه ماه بود، بچهها که دل داده بودند و با خدا زندگی میکردند عکس هاشون فوقالعاده بود.
یک دفعه قتلگاه فکه پر شد از پروانه
چهل تن از برگزیدههای جشنواره و منتخبین دوره آموزش را جمع کردیم و سفر راهیان نور را برای تاسوعا و عاشورا ۹۲ راه انداختیم. کاروان راه افتاد. اولین محل توقف ما، معراج شهدای اهواز بود. بعضی از بچهها هم اومده بودند مثلاً خوشگذرانی ولی ما نمیفهمیم که اون را هم شهدا دعوت کردهاند حکایت میکده و حمامه همین جوری کسی رو راه نمیدن. بعضی از بچهها خیلی چیزها رو قبول نداشتند و شهدا چه سنگ تمامی گذاشتند برای اینها.
پس از زیارت چند پیکر شهید گمنامی که تازه تفحص شده بودند، به سوی آبادان حرکت کردیم. پس از استراحت صبح به اروند رفتیم. روز تاسوعاست و هوا ابری یعنی بدترین شرایط برای عکاسی. بعد از ظهر شلمچه بودیم و هوا بارانی بود. شب هم محور علقمه محور کربلای ۴.
حالا ما از همه جا غافل نگو در هر یادمانی که میرویم شهدا با بچهها ارتباط میگیرند که اوج ارتباط گیری در محور علقمه بود. ماجرای یک دختری را که اجازه بیان به من نداده است، در کل اینطور میگویم که شهدا داشتند این نوید را به همه میدادند که فردا منتظر شما در قتلگاه فکهایم و چون راضی نیستند نمیتوانم همه جریان را بگویم و فقط اشارتی... شهدا به چند نفر از بچهها گفته بودند و بچهها هم خودشان فکر میکردند که متوهم شدهاند ولی...
ای کاش من هم یک پروانه بودم
به بچهها سپرده بودم آب و هوای منطقه را از سایت هواشناسی ببینند، گفته بودند ابری است. ولی خوشبختانه صبح دیدیم که هوا کاملاً صاف و آبی است و ابری هم نبود و خدا را شکری کردیم و یکی از بچهها که آن مطلب را گفته بود مریض شد و ما اتوبوس بچهها را راهی کردیم و او را به بیمارستان آبادان بردیم و من هم وقتی به بیمارستان نگاه میکردم یاد اون موقعی که مجروح شده بودم میافتادم و بیمارستان هیچ تغییری نکرده بود فقط در و دیوارش کمی خوشکل شده بود. نهایتاً دکتر پس از معاینه گفت ایشان هیچ مشکلی ندارد و ما را متحیرانه به سمت فکه روانه کردند... .
ما عکاسان عاشق تیکههای ابر هستیم چون اگر در دوربین ما باشد خیلی زیباست و دعا کردم که چند تیکه ابر بیاید. ساعت ۱۱ ابر آمد و ۱۲:۳۰ رفت.
هر سال عاشورا بچهها میآیند و در قتلگاه فکه برنامه ظهر عاشورا را مهیا میکنند و زائران زیادی هم برای این برنامه حاضر میشوند و امسال سه شهید گمنام تازه تفحص شده هم آورده بودند... .
... یا امام زمان (عج) نمیدانم اصلاً مو به تنم سیخ میشود. این را من نمیگویم. بروید از همه بچههای آنجا و زائران منطقه بپرسید. یک دفعه قتلگاه فکه پر شد از پروانه و پخش شدند بین مردم. فصل پروانه نیست. پروانه بهار میآید. خلاصه پروانهها همه جا بودند. مثلاً گوشه چادر خانمی و یا سیم خاردار و یا... و از جاشون هم بلند نمیشدند. من نمیدونم خدا اینها را فرستاده بود برای عکاسی این بچهها و یا برای دلتنگیهای این مردم. بعدها اون دختر خانم به من گفت: به من خبر پروانههای فکه را دادند و من فکر میکردم توهمه ولی... .
یک پروانه نشسته بود روی دوربین من که من شدم سوژه عکاسان و هر کاری هم میکردیم بلند نمیشد. حتی یک پروانه نشسته بود روی کفن شهید گمنام. هنگام گذاشتن در تابوت میخواستند میخ کنند، گفتند پروانه برود بیرون بعد در را ببندید، اما هر کاری کردند نشد. گفتم میخ را بزنید ول کنید ما داریم دنیایی میبینیم و او پروانهوار بر شمع وجودش میسوخت و بر جایش ماند و... .
اون سفر شروع شد و اون کار انجام شد. پروانهها آمدند به استقبال همه و اتفاقی افتاد که برای همیشه حال اون بچهها را عوض کرد. نگاه بچهها عوض شده و آمدن این پروانهها، حکایت اینها و خدا دنبال چه چیزی بود، دنبال چه دل شکستهای بود که همه ما حیرانیم و این هم نمیشود الا به برکت شهید گمنام. حلول شهدا در این پروانهها بود و به نظر من میگفتند: هر کدام از ما یک شهید گمنامیم که به استقبال شما آمدهایم؛ ساعت ۲ ظهر که شد؛ هم ابر رفته بود و هم پروانهها.
اینهایی که بد اخلاقی میکنند یک خرده کوتاه بیایند
امروز رسالت ما به عنوان کسانی که به قول ما عکاسها ده فریم بیشتر عکس گرفتیم این است که پنجرهها را که به سمت بهشت است با کاغذ بپوشانیم و هیچ کس به آن نگاه نکند و همه مستقیم برویم پیش خدا. بخواهیم ظرفمان را بزرگتر کند و آستانه تحملمان را بالاتر ببرد.
اینهایی که بد اخلاقی میکنند یک خرده کوتاه بیایند. آخه دیگه شهدا باید چگونه بگویند، باید مزار بزرگوارشان باز شود و بیایند بگویند آقا نکن یا خانم نکن ـ این کارت غلطه ـ دائم به شکلهای مختلف خودشان را نشان میدهند؛ بهتره یه خرده خودمان را پالایش کنیم. چیزی از نسل فراز سوم شهید باکری باقی نمانده است. دیگه کسی نیست که باهاش بازی کنید و دق بدهیدش تا بمیرد. چرا در این همه فضای بداخلاقی منیتها را نمیگذاریم کنار؟! چی شد شدیم دسته یک و دو شهید باکری؟! حب دنیا چقدر است؟! اصلاً گیرم همه قباله زمین را به نامت کردند که عمری تلاش کنی؛ بعید میدانم بیش از صد آپارتمان بشه.
برادرم کجا رو میخوای بگیری؟! یادت رفته گلوله ۲۳ای که مستقیم میآمد روت. آقای تخریبچی یادت مییاد وقتی داشتی مین خنثی میکردی، وقتی میخواستی با سیم چین تله والمری را قطع کنی میگفتی: الهی به امید تو «تق». امروز داری ریشه خودت رو با سیمچین غرورت میزنی! کجا دارین میرین؟
بگذریم؛ بیاید برای دلمان کار کنیم. بیاید آرام بشیم. بیاید برسیم به اینکه فقط برای خدا کار کنیم. ما هر چه داریم از صدقه سر شهداست که افضلترین آنها شهید گمنام است. دلم گرفته از بداخلاقیها و انگاری بداخلاقیها نمیخواهد از این مملکت جمع شود. انگار مسئولین یادشون رفته که همه از یک نمک و آشپزخانه غذا خوردیم. چرا عوض شدیم؟! من خیلی وقته دلم تنگ شده... .
آرزوهای من:
اول اینکه حضرت آقا کتاب شبهای ساسان را بخوانند و نظر بدهند که من با تمام دلم آن را کار کردم و ماشین شخصیام را برای چاپ آن فروختم که خیلی از پولهایش هم برنگشته (که البته مهم نیست).
دوم اینکه موزه تمبر شهدای ایران دایر بشه که من هم کارهایش را کردهام و مثلاً یکی از افتخارات ما این است که در موزه آستان قدس رضوی، تمبرهای ناصر الدین شاه به نمایش گذاشته شده که هویت تاریخی ماست؛ اما ما که ۲۳۰ هزار شهید انقلاب و دفاع مقدس داریم، نباید نسلهای بعد بدانند آسایش و امنیتشان مدیون چه کسانی بوده است؟!
و این درخواست من از حضرت آقاست به عنوان یک بسیجی که همیشه ولایتمدار بوده است.
سخن آخر:
احترام و تکریم هنرمندان عرصه دفاع مقدس که طلایه داران ترویج فرهنگ ایثار و شهادت میباشند را جدی بگیریم و کار را به اهلش بسپاریم و یادمان بیاید شهید حمید یوسفی نیکخو که از هنرمندان عکاس و فیلمبردار بوده است و تنها چیزی که از او به جا مانده، آفتابگیر دوربینش است و اگر بیش از این از ما بماند شرمساریم... .
به امید شفای همه جانبازان عزیزمان

به گزارش صبح الوند، رضا سعیدی اظهار کرد: یک شرکت تأمین قطعات خودرو که اقدام به قاچاق 12 هزار و 934 عدد کمک فنر انواع خودرو سواری به وسیله یک کامیون کرده بود هنگام عبور از ایست و بازرسی شهید زارعی همدان توسط مأموران انتظامی دستگیر شد.
وی افزود: با اعلام شکایت گمرک پروندهای در این زمینه در شعبه ویژه گلوگاه شهید زارعی همدان تشکیل شد.
مدیرکل تعزیرات حکومتی استان همدان گفت: شعبه مربوطه پس از انجام تحقیقات و صدور رأی مقتضی شرکت مذکور را علاوه بر ضبط کالا به پرداخت مبلغ 7 میلیارد و 787 میلیون و 568 هزار و 848 ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت محکوم کرد.

به گزارش صبح الوند، محمدناصر نیکبخت پس از دیدار با وزیر نیرو اظهار داشت: وزیر نیرو به پروژههای این وزارتخانه در استان توجه و نگاه ویژهای دارد.
وی افزود: بر این اساس در پاسخ به پیگیریهای استان، وزیر نیرو با اختصاص 35 میلیارد تومان اعتبار برای انتقال پساب فاضلاب تصفیهخانه همدان به نیروگاه شهید مفتح موافقت کرد.
استاندار همدان گفت: مقرر شد ماهانه 5 میلیارد تومان از این اعتبار هزینه شده و این خط انتقال پساب در تابستان سال آینده به اتمام رسیده و به بهرهبرداری شود.
وی اضافه کرد: پیش از این 50 درصد پساب فاضلاب تصفیهخانه همدان به میزان 15 میلیون مترمکعب به نیروگاه شهید مفتح اختصاص یافته بود تا بهرهبرداری از چاههای عمیق حفر شده برای استفاده این نیروگاه قطع شود.
نیکبخت تصریح کرد: در دیدار امروز با وزیر نیرو، قرار شد سد سرابی تویسرکان تا پایان امسال افتتاح شود.
وی خاطرنشان کرد: سد سرابی در 10 کیلومتری شرق شهر تویسرکان از نوع سنگریزهای رسی با گنجایش مخزن 9.2 میلیون متر مکعب و آب قابل تنظیم سالیانه 11.5 میلیون متر مکعب در سال 82 عملیاتی شده است.
استاندار یادآور شد: این سد آب شرب جمعیت شهر تویسرکان، سرکان، سرابی و روستای آرتیمان را با متوسط مصرف سرانه در سال افق طرح (1410) تأمین خواهد کرد.
وی افزود: در دیدار با وزیر نیرو قرار شد این وزارتخانه با اتخاذ تمهیداتی در ساخت سد شنجور رزن نیز تسریع کند.
نیکبخت با بیان این که سد شنجور با هدف تأمین نیازهای آب شرب و صنعتی در محدوده قروه درجزین احداث میشود، گفت: این سد از نوع خاکی سنگریزهای با هسته رسی است و حجم آب ذخیره شده در سد 5.2 میلیون متر مکعب خواهد بود.
وی تأکید کرد: انتقال آب از سد تالوار به همدان از بخشهای مهم پیگیریها در وزارت نیرو بود که قرار شد وزیر نیرو با رئیس جمهور برای سرعت بخشیدن به اتمام این طرح مذاکره داشته باشند.
استاندار همدان انتقال آب از سد تالوار را یکی از طرحهای بزرگ استان دانست و خاطرنشان کرد: این طرح 110 کیلومتر خط انتقال دارد و بخشی از آب سد تالوار به استان همدان انتقال مییابد تا کمبود آب 59 روستا و 11 شهر شمالی استان و شهر همدان که در مسیر خط انتقال هستند، با انتقال آب از این سد، برطرف شود.
وی اضافه کرد: از 250 میلیون متر مکعب آبی که در مخزن سد ذخیره میشود، 63 میلیون متر مکعب برای تأمین کمبود آب 11 شهر و 59 روستا استان استفاده خواهد شد.
با پیگیری های استاندار همدان از زمان انتصاب تاکنون بیش از 68 میلیارد تومان به طرحهای مهم استان در حوزه وزارت راه و شهرسازی و وزارت نیرو برای تسریع در بهرهبرداری از سوی این وزارتخانهها اختصاص یافته است.
منبع:استانداری